ارزش خالص فعلی


گروه تخصصی پرسش و پاسخ اکسل ایران در تلگرام

ارزش فعلی خالص و سایر معیارهای ارزیابی سرمایه گذاری

فرایند تخصیص یا بودجه بندی سرمایه معمولا از یک تصمیم گیری ساده در مورد خرید یا عدم خرید یک دارایی ثابت خاص، پیچیده تر است. در بودجه بندی سرمایه ای با موضوعات گسترده تری مانند تولید یا عدم تولید یک محصول جدید و یا وارد شدن به یک بازار جدید مواجه هستیم. چنین تصمیم هایی ماهیت عملیات و محصولات شرکت را در سالهای آینده تعیین می کنند؛ زیرا سرمایه گذاری در داراییهای ثابت اصولأ بلندمدت است و پس از تصمیم گیری، نمی توان به راحتی آنها را لغو کرد یا تغییر داد.

شرکت خدمات مالی مهم ترین تصمیمی که هر شرکت باید اتخاذ کند را به خط تولید آن شرکت ارتباط می دهد: چه خدماتی عرضه خواهیم کرد با چه محصولاتی خواهیم فروخت؟ در چه بازارهایی رقابت خواهیم کرد؟ چه محصولات جدیدی معرفی خواهیم کرد؟ پاسخ به هریک از این سؤالها شرکت مورد نظر را ملزم می کند که سرمایه کمیاب و ارزشمند خود را به انواع خاصی از داراییها اختصاص دهد. در نتیجه، تمامی این موضوعات راهبردی در سرفصل کلی بودجه بندی سرمایه ای قرار می گیرد. بنابراین، می توان به فرایند بودجه بندی سرمایه ای عنوان دیگری هم داد که آن را بهتر توصیف می کند:

تخصیص راهبردی داراییها

بنا به دلایلی که برشمردیم، احتمالا سؤال بودجه بندی سرمایه ای مهم ترین موضوع در مدیریت مالی است. البته، اینکه یک شرکت چگونه فعالیتهای خود را تأمین مالی می کند (سؤال مربوط به ساختار سرمایه) و چگونه فعالیتهای عملیاتی کوتاه مدت خود را مدیریت می کند (سؤال مربوط به سرمایه در گردش) هم اهمیت خاصی ارزش خالص فعلی دارند، ولی داراییهای ثابت هر شرکت، مشخص کننده ماهیت عملیات شرکت است. مثلا شرکتهای هواپیمایی، صرفا به دلیل استفاده از هواپیماهای خود برای ارائه خدمت و جابه جایی مسافران، شرکت هواپیمایی هستند، صرف نظر از اینکه چگونه این هواپیماها را تأمین مالی می کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به تخصیص راهبردی دارایی ها با شرکت خدمات مالی آینده سازان فراز کام در ارتباط باشید.

هر شرکت تعداد بسیار زیادی طرح سرمایه گذاری بالقوه دارد. هر یک از این سرمایه گذاریهای بالقوه، گزینه ای است که در اختیار شرکت قرار دارد. برخی ارزش خالص فعلی از این گزینه ها ارزشمند و برخی دیگر بی ارزش هستند. البته، اساس مدیریت مالی موفق این است کدام سرمایه گذاریها ارزشمند و کدام یک بی ارزش است. با توجه به این موضوع، هدف ما در این فصل معرفی فنونی است که با استفاده از آنها بتوانید سرمایه گذاریهای بالقوه را تجزیه و تحلیل کنید و بر اساس آن تصمیم بگیرید که کدام یک از آنها ارزش اجرا کردن دارد.

در این راستا، چندین روش عملی مختلف را معرفی و مقایسه می کنیم. هدف اصلی از معرفی این روشها آن ارزش خالص فعلی است که با نقاط قوت و ضعف هر یک از آنها آشنا شوید. همان طور که خواهیم دید در این زمینه، مهم ترین روش، ارزش فعلی خالص است که اکنون به آن می پردازیم.

الف.ارزش فعلی خالص

همانطور که قبلا گفتیم هدف مدیریت مالی ایجاد ارزش برای سهامداران است. بنابراین، مدیرمالی باید یک طرح سرمایه گذاری بالقوه را از نظراثر احتمالی آن بر قیمت سهام شرکت، مورد بررسی قرار دهد. در این قسمت، رویه ای را که در بررسی طرح های سرمایه گذاری بالقوه کاربرد گسترده ای دارد، یعنی روش ارزش فعلی خالص، تشریح می کنیم.

ب.روش دوره بازگشت سرمایه

در عمل، به دوره بازگشت سرمایه توجه زیادی می شود. به طور کلی، دوره بازگشت سرمایه مدت زمانی است که طول می کشد تا سرمایه گذاری اولیه بازیافت شود. از آنجا که درک این روش ساده و استفاده از آن بسیار رایج است، آن را بررسی و به صورت نسبتا مفصل نقد می کنیم.

تجزیه و تحلیل روش دوره بازگشت سرمایه

دوره بازگشت سرمایه در مقایسه با روش ارزش فعلی خاص، چندین ایراد نسبتا جدی دارد: اولآ، دوره بازگشت سرمایه صرفا با جمع کردن جریانات نقدی آتی به دست می آید. در این روش هیچ یک از جریانات نقدی آتی تنزیل نمی شود. بنابراین ارزش زمانی پول ناديده گرفته می شود. ثانيا، در این روش تفاوتهای موجود در ریسکها در نظر گرفته نمی شود یعنی دوره بازگشت، هم ارزش خالص فعلی برای پروژه های پرریسک و هم برای پروژه های کم ریسک، به یک شکل محاسبه می شود.

شاید مهم ترین ایراد روش دوره بازگشت سرمایه پیدا کردن مدت زمان مناسب به عنوان مبنای مقایسه باشد، چون در واقع هیچ مبنایی عینی برای انتخاب این مدت زمان وجود ندارد. به عبارت دیگر، اصولا هیچ منطق اقتصادی برای تعیین دوره بازگشت مطلوب وجود ندارد. پس رهنمودی برای انتخاب مدت زمان مناسب در اختیار نداریم. در نتیجه، از عددی استفاده می کنیم که به صورت اختیاری انتخاب شده است.

خلاصه روش دوره بازگشت سرمایه

به طور خلاصه، دوره بازگشت سرمایه نوعی معیار «سربه سری» است. از آنجا که در این روش ارزش زمانی پول نادیده گرفته می شود، می توانید دوره بازگشت سرمایه را طول مدت زمانی تلقی کنید که پروژه از نظر حسابداری به نقطه سربه سری می رسد ولی از نقطه نظر اقتصادی نمی توانید چنین تفسیری از دوره بازگشت داشته باشید. مهم ترین ایراد روش دوره بازگشت سرمایه این است که به سؤال اصلی (در بودجه بندی سرمایه ای) نمی پردازد. (در بودجه بندی سرمایه ای) موضوع مهم، تاثیر انجام دادن سرمایه گذاری مورد نظر بر ارزش سهام شرکت است، نه اینکه چند سال طول می کشد تا سرمایه گذاری اولیه بازیافت شود.

به هر حال چون این روش بسیار ساده است، شرکتها غالبا آن را به عنوان یک ابزار نظارتی (برای کنترل مخارج سرمایه ای)، در تعداد بسیار زیادی از سرمایه گذاریهای کم اهمیت که باید در مورد آنها تصمیم گیری کنند، به کار می گیرند. البته این کار هیچ ایرادی ندارد. مانند هر روش ساده سرانگشتی دیگری، استفاده از این روش هم با خطاهایی همراه خواهد بود، اما اگر روش مفیدی نبود، سالهای سال از آن استفاده نمی شد. اکنون که این روش را درک کرده اید، می توانید هوشیارانه مراقب موقعیتهایی باشید که در آنهاء استفاده از این روش می تواند به مشکل منجر شود. جدول زیر به شما کمک می کند تا مزایا و معایب این روش را مرور کنید:

مزایا و معایب روش دوره بازگشت سرمایه:

1.درک آن آسان است.

2.عدم قطعیت جریانهای نقدی دورتر را تعدیل می کند.

3.به نقدینگی گرایش دارد.

1.ارزش زمانی پول را نادیده می گیرد.

2.مبنایی اقتصادی برای تعیین مدت زمان مطلوب وجود ندارد.

3. جریانات نقدی که پس از دوره برگشت سرمایه اتفاق می افتد را نادیده می گیرد.

4. پروژه های بلند مدت مانند پروژه های تحقیق و توسعه و پروژه های جدید را رد می کند.

پ.روش دوره بازگشت تنزیلی

دیدیم که یکی از ایرادهای معیار دوره بازگشت سرمایه این است که در آن، ارزش زمانی پول نادیده گرفته می شود. نوع دیگری از دوره بازگشت هم وجود دارد که این مشکل خاص را برطرف می کند و دوره بازگشت تنزیلی نامیده می شود. دوره بازگشت تنزیلی طول مدت زمانی است که مجموع جریانات نقدی تنزیل شده با سرمایه گذاری اولیه برابر می شود. قاعده دوره بازگشت تنزیلی به صورت زیر است:

براساس قاعده دوره بازگشت تنزیلی، یک سرمایه گذاری زمانی پذیرفته می شود که دوره بازگشت تنزیلی آن از تعداد سال ارزش خالص فعلی هایی که قبلا معین شده است کمتر باشد.

خدمات مالی

دوره بازگشت تنزیلی را چگونه تفصیر می کنید؟ به یاد دارید که دوره بازگشت معمولی طول مدتی است که پروژه از نظر حسابداری به نقطه ی سربه سری می رسد. به طورکلی، در این مثال اصل پول و فرع مبلغ سرمایه گذاری را می توانیم پس از 4سال از محل جریانات نقدی آن به دست آوریم.

ت.نرخ بازده داخلی

اکنون به مهم ترین جایگزین ارزش فعلی خالص، یعنی نرخ بازده داخلی میرسیم. خواهیم دید که نرخ بازده داخلی ارتباط نزدیکی با ارزش فعلی خالص دارد. با تعیین نرخ بازده داخلی سعی می کنیم یک نرخ بازده خاص بیابیم که ویژگی های پروژه را خلاصه کند. در ضمن تمایل داریم این نرخ یک نرخ داخلی باشد، از این نظر که صرفا به جریانات نقدی یک سرمایه گذاری خاص بستگی داشته باشد نه به نرخ هایی که برای سرمایه گذاری های دیگر پیشنهاد می شود.

ث.محاسبه نرخ مشترک

نرخ مشترک، نرخ تنزیلی است که در آن، ارزش فعلی خالص دو پروژه باهم برابر است.

ویژگیهای توجیه کننده استفاده از نرخ بازده داخلی

علی رغم اشکالاتی که برای روش نرخ بازده داخلی ذکر کردیم، این روش در عمل، حتی از ارزش فعلی خالص هم بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد؛ احتمالا به این دلیل که نیازی که روش ارزش فعلی خالص قادر به برآوردن آن نیست را برآورده می کند: به نظر می رسد که در تجزیه و تحلیل سرمایه گذاریها، افراد عادی به طور عام و تحلیل گران مالی به طور خاص ترجیح می دهند در مورد نرخ بازده صحبت کنند تا در مورد ارزش بر حسب واحد پول.

به همین ترتیب، به نظر می رسد که استفاده از روش نرخ بازده داخلی برای انتقال اطلاعات مربوط به یک پروژه، راهی ساده فراهم می آورد. مثلا ممکن است یک مدیر به مدیر دیگری بگوید: «تغییر سیستم رایانه ای شرکت ۲۰ درصد بازده دارد. در چنین جمله ای ساده تر از درک این جمله است: «در نرخ تنزیل ۱۰ درصد، ارزش فعلی خالص 4000 دلار است.

سرانجام، در شرایط اطمینان، از بعد عملی ممکن است روش نرخ بازده داخلی بر روش ارزش فعلی خالص، برتری داشته باشد: بدون داشتن نرخ تنزیل (نرخ بازده مورد توقع) نمی توانیم ارزش ارزش خالص فعلی فعلی خالص را برآورد کنیم، در حالی که می توانیم نرخ بازده داخلی را تخمین بزنیم. مثلا فرض کنید نرخ بازده مورد توقع از یک سرمایه گذاری مشخص نیست، ولی می دانیم که نرخ بازده آن مثلا ۴۰ درصد است. به احتمال زیاد، نرخ بازده مورد توقع پایین تر از ۴۰ درصد است و بنابراین، این پروژه را خواهیم پذیرفت. مزایا و معایب روش نرخ بازده داخلی در جدول زیر خلاصه شده است:

مزایا و معایب روش نرخ بازده داخلی:

1.ارتباط نزدیکی با ارزش فعلی خالص دارد. و عموما این دو روش به نتایج یکسانی

برای تصمیم گیری منتهی می شوند.

2.درک آن ساده و انتقال اطلاعات یک پروژه با استفاده از آن آسان است.

1.در صورت وجود جریانات نقدی نامتعارف، ممکن است نتیجه آن، جواب چند گانه باشد یا جواب نداشته باشد.

2.ممکن است در مقایسه سرمایه گذاری های مانعة الجمع به تصمیمات نادرست منجر شود.

1.معیارهای مبتنی بر جریانات نقدی تنزیل شده

الف)ارزش فعلی خالص(NPV ): ارزش فعلی خالص یک سرمایه گذاری عبارتست از مابه التفاوت بین ارزش بازار و بهای تمام شده ی آن. باتوجه به این معیار چنانچه NPVیک پروژه مثبت باشد، آن پروژه پذیرفته می شود. ارزش فعلی خالص معمولا با محاسبه ارزش فعلی جریانات نقدی تنزیل شده (برای برآورد کردن ارزش بازار) و سپس کسر کردن بهای تمام شده از آن، برآورده می شود. روش ارزش فعلی خالص هیچ اشکال خاصی ندارد و معیار ارجح برای تصمیم گیری است.

ب)نرخ بازده داخلی (IRR): نرخ بازده داخلی نرخ تنزیلی است که ارزش فعلی خالص برآورد شده یک سرمایه گذاری برابر با صفر می کند. گاهی اوقات نرخ بازده داخلی، نرخ بازده جریانات نقدی تنزیل شده هم نامیده می شود. این معیار، با ارزش فعلی خالص ارتباط نزدیکی دارد و چنانچه جریانات نقدی پروژه ها متعارف باشد یا پروژه ها از یکدیگر مستقل باشند، استفاده از هر دو روش مذکور به نتیجه واحدی ختم می شود. در صورتی که جریانات نقدی پروژه ها متعارف نباشد، ممکن است نرخ بازدهی وجود نداشته باشد یا تعداد نرخ بازده داخلی بیش از یک باشد. مهم تر اینکه نمی توان با استفاده از نرخ بازده داخلی، پروژه های مانعة الجمع را رتبه بندی کرد. پروژه ای که دارای بالاترین نرخ بازده داخلی باشد، لزوما بهترین پروژه نیست.

ج) شاخص سود آوری(PI) : شاخص سودآوری که به نام نسبت منفعت به هزینه هم شناخته می شود، برابراست با حاصل تقسیم ارزش فعلی جریانات نقدی پروژه بر بهای تمام شده آن باشد، باید آن پروژه را پذیرفت. شاخص سودآوری ارزش فعلی یک سرمایه گذاری را به ازای هر دلاری که سرمایه گذاری شده است می سنجد. این روش به روش ارزش فعلی خالص شباهت زیادی دارد، ولی مانند نرخ بازده داخلی، نمی توان از آن در رتبه بندی پروژه های مانعة الجمع استفاده کرد. با وجود این، در صورتی که یک شرکت چندین پروژه مستقل با ارزش فعلی خالص مثبت در اختیار داشته باشد و نتواند همه آنها را تأمین مالی کند، می تواند از این شاخص برای رتبه بندی پروژه های مذکور استفاده کند

2. معیارهای مبتنی بر دوره بازگشت

الف) دوره بازگشت سرمایه: دوره بازگشت سرمایه، مدت زمان لازم برای برابر شدن مجموع جریانات نقدی یک سرمایه گذاری با هزینه اولیه آن است. طبق قاعده دوره بازگشت سرمایه، چنانچه دوره بازگشت سرمایه پروژهای از مدت زمان مورد نظر کمتر باشد، باید آن را پذیرفت. اصولا این معیار نقایصی دارد، چون ریسک، ارزش زمانی پول و جریانات نقدی را که پس از دوره بازگشت اتفاق می افتد، نادیده می گیرد.

ب) دوره بازگشت تنزیلی: دوره بازگشت تنزیلی مدت زمان لازم برای برابر شدن مجموع جریانات تقدي تنزيل شده یک سرمایه گذاری با هزینه اولیه آن است. طبق قاعده دوره بازگشت تنزیلی، اگر دوره بازگشت تنزیلی پروژه ای از مدت زمان معینی کمتر باشد، باید آن را پذیرفت. این معیار هم ناقص است چون در این روش جریانات نقدی که پس از دوره بازگشت اتفاق می افتد، نادیده گرفته می شود.

3. معیارهای حسابداری

میانگین بازده حسابداری (AAR): میانگین بازده حسابداری معیاری برای سنجش سود حسابداری سرمایه گذاری نسبت به ارزش دفتری آن است. این معیار با نرخ بازده داخلی ارتباطی ندارد، ولی شبیه نسبت بازده دارایی ها (ROA) است. قاعده میانگین بازده حسابداری بیانگر آن است که چنانچه میانگین بازده حسابداری یک سرمایه گذاری از میانگین بازده حسابداری تعیین شده بیشتر باشد، باید آن سرمایه گذاری را پذيرفت. روش میانگین بازده حسابداری به چندین دلیل دارای اشکالات جدی است و دلایل اندکی برای استفاده از آن وجود دارد.

در این بخش معیارهای مختلفی که در ارزیابی طرحهای سرمایه گذاری به کار می روند، معرفی شدند. شش معیاری که مورد بررسی قرار گرفت، عبارت است از :

1. ارزش فعلی خالص NPV

2.دوره بازگشت سرمایه

3. دوره بازگشت تنزیلی

4.میانگین بازده حسابداری AAR

5.نرخ بازده داخلی IRR

6. شاخص سود آوری (PI)

همچنین، نحوه محاسبه هر یک از معیارهای فوق توضیح داده شد و نحوه تفسیر نتایج هم

مورد بحث قرار گرفت. مزایا و معایب هر یک از آنها نیز توضیح داده شد. در نهایت به این

موضوع پرداختیم که یک معیار معتبر در بودجه بندی سرمایه ای باید دو موضوع را مشخص

کند: ۱) آیا یک پروژه خاص، سرمایه گذاری مناسبی است؟ ۲) اگر بیش از یک پروژه

مناسب وجود داشته باشد ولی ناگزیر به انتخاب فقط یکی از آنها باشیم، کدام یک را

انتخاب کنیم؟ نکته اصلی این فصل آن است که فقط ارزش فعلی خالص می تواند به درستی

به دو سؤال فوق پاسخ دهد.

به همین دلیل، ارزش فعلی خالص، یکی از دو یا سه مفهومی است که در علوم مالی بیشترین اهمیت را دارند. در سایر فصلهای این کتاب، بارها و بارها از آن استفاده خواهیم کرد. در این زمینه دو نکته را به خاطر بسپارید: ۱) همیشه ارزش فعلی خالص، تفاوت بین ارزش یک پروژه یا یک دارایی و بهای تمام شده آن است و ۲) مدیر مالی با شناسایی و اجرای پروژه هایی که ارزش فعلی خالص آنها مثبت است، به بهترین شکل درجهت منافع سهامداران عمل می کند.

در نهایت اشاره کردیم که به طور طبیعی نمی توان ارزشهای فعلی خالص را در بازار مشاهده کرد، بلکه باید آنها را تخمین زد. از آنجا که احتمال ضعیف بودن برآوردها وجود دارد، ارزش خالص فعلی مدیران مالی در ارزیابی پروژه ها از چندین معیار مختلف استفاده می کنند. این معیارها، اطلاعات بیشتری در مورد اینکه آیا واقعا ارزش فعلی خالص یک پروژه مثبت است یا خیر، فراهم می آورند.

برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاوران مالی شرکت مالی تماس بگیرید

بررسی و شناخت خصوصیات کمی و کیفی نخاله‌‌های ساختمانی و عمرانی شهرستان گرگان و امکان سنجی مالی بازیافت آن‌

عدم مدیریت مناسب مواد زاید ساختمانی می‌‌تواند اثرات مخرب محیط‌‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد نماید، به همین دلیل بررسی کمیت، کیفیت و توجیه اقتصادی پردازش نخاله‌ها حایز اهمیت است. جهت برآورد کمی نخاله‌‌های شهرستان گرگان در سال 1394 از دو پارامتر «تعداد تخلیه و بار ماشین» استفاده شد. همچنین امکان سنجی مالی با استفاده از روش ارزش خالص فعلی و نقطه سربه‌‌سر مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آنالیز کمی نشان داد که به طور متوسط روزانه 264 تن و در طول سال 96861 تن نخاله ساختمانی در محل‌های دفع تخلیه می‌شود. بیشترین درصد ترکیب نخاله در هزارپیچ مربوط به خاک با %5/33 و کمترین آن چوب با 1% است. امکان‌‌سنجی مالی احداث مرکز پردازش نخاله در گرگان نشان داد که پردازش نخاله تولیدی در این شهرستان از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست، اما اگر علاوه بر شهرستان گرگان، نخاله‌‌های چهار شهر مجاور نیز پردازش شوند، در این صورت طرح از نظر اقتصادی قابل قبول است. در این حالت ارزش خالص فعلی پس از نه سال و یازده ماه به نقطه سر به سر رسیده و بعد از این زمان سودآوری آغاز می‌شود. بنابراین، می‌‌توان نتیجه گرفت با تجمیع نخاله‌‌ها، بازیافت آنها توجیه‌‌پذیر خواهد بود. علاوه بر این، پردازش نخاله تولیدی باعث سودآوری مالی، کاهش آلودگی های محیط زیست، کاهش فشار افکار عمومی و در نهایت توسعه پایدار منطقه خواهد شد.

کلیدواژه‌ها

  • نخاله‌‌های ساختمانی
  • ارزش خالص فعلی
  • نقطه سر به سر
  • امکان‌‌سنجی مالی
  • شهرستان گرگان

20.1001.1.2008921.1399.11.22.2.3

مراجع

Ghorbani, P. & Shirzadi Gilani, H. 2014. Executive solution for processing construction and construction waste in Iran in Kermanshah, 7th National Conference and Specialized Exhibition of Environmental Engineering, Tehran. (In Persian)

Huang, W. L.; Lin, D. H.; Chang, N. B. & Lin, K. S. 2002. Recycling of construction and demolition waste via a mechanical sorting process. Resources, conservation and recycling, 37(1), 23-37.

Jaffarzadeh, N.; Takdastan, A. & Abtahi, M. 1383. Construction debris separation, recycling and disposal, waste management journal, 2: 31-39. (In Persian)

Majidian, D. 2014. Evaluation of industrial projects: technical-economic-financial studies, Industrial Management Institute, p.p. 334. (In Persian)

Mortaheb, M. M. & Kavousian, A. E. 2010. Construction and demolition waste production and management in developing countries (a case study: Tehran metropolitan, Iran), Sharif Journal of Civil Engineering, 25(51): 32-25. (In Persian)

Musavi, Z. & Hafezi Moghadas, N. 2011. Environmental organization of construction waste in Shahroud, 7th Iranian Conference on Engineering Geology and Environment, Shahroud. (In Persian)

Nunes, K. R. A.; Mahler, C. F.; Valle, R. & Neves, C. 2007. Evaluation of investments in recycling centers for construction and demolition wastes in Brazilian municipalities, Waste Management, 27:1531–1540.

Omrani, GH.; Karbasi, ارزش خالص فعلی A.; Monavari, M. & Yousefi, N. 2005.Investigation of the status of collection, disposal or recycling of construction waste, a case study in Tehran, Journal of Environmental Science and Technology, 2(2): 52-61. (In Persian)

Omrani, G. H.; Maleki, A. & Sherafat, A. 2007. Investigation of quantity and quality of solid waste and its recyclability in Sistan and Baluchestan province, Journal of Environmental Science and Technology, 4(4): 11-18. (In Persian)

Sabt, M.H.; Shah Hosseini, V. & Nikkhah Manesh, S. 2015. Economic feasibility of recycling construction waste, 10th International Congress of Civil Engineering, Tabriz. (In Persian)

Sabz Andish Payesh Consulting Engineers Co. 2010. Comprehensive plan of waste management in Golestan province. Gorgan Municipality. (In Persian)

Shafiei, H.; Shafiei, M.; Gudarzi, A. & Shafiei, S. 2011. Construction waste management solutions to protect the environment, Fourth National Conference on Strengthening and Preserving Monuments, Arak. (In Persian)

Shahbazi, A.; Tavakoli, M.; Rezaei, H.; Maghsoudlu, A.N. & Hassanabadi, A. 2015. Investigating the program and executive strategies of environmental management of municipal waste in Golestan province, Golestan Environmental Protection Department. (In Persian)

Taghizadeh Diva, A.; Salmanmahiny, A.R. & Kheirkhah Zarkesh, M. K. 2014. Multiple Criteria Selection of the Construction Waste Disposal Site Using the Combined Approach of Fuzzy Analytic Hierarchy Process. Geographical Planning of Space Quarterly Journal, 3(10): 122-139. (In Persian)

Wang, J.Y.; Touran, A.; Christoforou, C. & ارزش خالص فعلی Fadlalla, H. 2004. A systems analysis tool for construction and demolition wastes management, Waste Management, 24: 989–997.

Yashuai, L. I. 2013. Developing a Sustainable Construction Waste Estimation and Management System, [dissertation] Hong Kong University of Science and Technology.

امکان سنجی فنی و برنامه ریزی بهینه ارزش خالص فعلی فرآیند بازگردانی گاز در یک مخزن گاز میعانی

بازگردانی گاز روشی رایج برای بهبود تولید از مخازن گاز میعانی است و به ‌دلیل کم‌هزینه بودن در مقایسه با حفر چاه‌های جدید مورد استقبال قرار گرفته است. استفاده از ارزش خالص فعلی که در آن هم عامل زمان و هم هزینه دیده می شود، روشی مطمئن در ارزیابی این فرآیند است. با توجه به هزینه‌های تاسیسات تزریق و مشکلات تولیدی که تزریق گاز با خود به همراه دارد، یافتن روش‌های جدید برای برنامه ‍‌ریزی و بهینه‌سازی تزریق گاز از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی شده است که با تلفیق نرم افزار های بهینه ساز و شبیه ساز مخازن و با استفاده از الگوریتم های بهینه سازی تکاملی، مقدار بهینه بازگردانی گاز و همچنین مقدار بهینه گاز تولیدی مشخص شود. روش مورد استفاده در این تحقیق بر روی یک مطالعه موردی بازگردانی گاز در مخازن گاز میعانی پیاده شده است. حالت های مختلفی از متغیر های بهینه سازی، در این کار مورد تحلیل قرار گرفته است. بررسی های انجام شده در این کار نشان می دهد، با بازگردانی گاز تولیدی در مخزن مورد مطالعه می‌توان ارزش خالص فعلی را تا حدود 30 درصد، افزایش داد. همچنین تولید و بازگردانی بخشی از گاز در فرم بهینه، عمر مخزن مورد نظر را با توجه به محدودیت‌های اقتصادی در نظر گرفته شده از 10 سال به 18 سال افزایش می دهد. علاوه براین، با بررسی دقیق‌تر، این نتیجه حاصل شد که با توجه به بالاتر بودن قیمت گاز تزریقی در فصول سرد نسبت به فصول گرم، می توان در این فصول 65 درصد گاز تولیدی را در فصول گرم به مخزن باز گرداند. با انجام ارزش خالص فعلی حساسیت سنجی روی نتایج بهینه سازی مشخص شد، قیمت گاز بازگردانی شده و همچنین مقدار غنای میعانات گازی تأثیر بسزایی در مقدار بهینه گاز بازگردانی شده دارد.

از مهم ترین شاخص عملکرد - ارزش خالص فعلی.

قبل از شروع هر پروژه سرمایه گذاری به تمام محاسبات لازم ضروری است. شاید مهم ترین این شاخص از محاسبات است که تعیین می بهره وری اقتصادی از سرمایه گذاری. بر اساس این شاخص، سرمایه گذار می توانید چگونگی امکان سنجی این پروژه به طور کلی، و در مورد چشم انداز برای شرکت در آن.

یکی از شاخص های مهم که می داند چگونه به دفعات مشاهده، احتمالا هر کسی که هر گونه ارتباط به سرمایه گذاری، می توان به نام ارزش خالص فعلی. ادبیات های مختلف موضوعی شما می توانید این نام را به عنوان پیدا ارزش خالص فعلی، است که، در واقع، کلمه برای ترجمه کلمه از انگلیسی است. اما در اغلب موارد استفاده شده است مخفف انگلیسی - NPV. شاخص پایه مقایسه بین مقدار تخفیف سرمایه گذاری در پروژه های سرمایه گذاری و مقدار تخفیف از سود است. مقایسه است به کاهش میزان بازگشت سرمایه، این است که درآمد "پاک شده."

شما ممکن است بپرسید: "اما چرا به تخفیف پارامترهای هزینه دارد؟" پاسخ در این واقعیت است که این پول امروز است، بدون شک، با ارزش تر از فردا است. چنین پدیده ای است که توسط سه عامل تعیین می شود: تورم، خطر ابتلا به غیر دریافت وجه در آینده و از دست دادن سود از استفاده از پول در راه های جایگزین. بنابراین، تنزیل درآمد اجازه می دهد تا به حساب در محاسبه اثر عامل زمان.

به طور طبیعی، خالص معیار ارزش فعلی دارای راندمان است. مقدار باید NPV غیر منفی است. یک مقدار مثبت نشان می دهد که این پروژه می تواند در نظر گرفته شود مؤثر است، و مقدار صفر ممکن است به بهره وری از پروژه مطابقت دارد، اگر شما قصد دریافت هر گونه اثرات مثبت علاوه بر اقتصادی است.

مهم ترین مسئله در تعیین ارزش خالص فعلی تا به امروز انتخاب یک شاخص تخفیف می باشد. واقعیت این است که، به گفته کارشناسان، در جریان های نقدی همان را می توان به عنوان یک مثبت و ارزش فعلی خالص منفی ارزش خالص فعلی به دست آمده. از این آن را می شود کاملا روشن است که این رقم ذهنی است.

این شاخص هدف از این سطح از نرخ بازده داخلی است، چرا که این بر نظر شخص انجام محاسبات بستگی ندارد. معنای این پارامتر است که آن را نشان دهنده نرخ تنزیل پروژه مقدار مشخصه که در آن NPV ناپدید. این است که، حداکثر درآمد، که در اصل می توانید پروژه را تولید کند. این مهم است که به مقایسه سطح این شاخص با قیمت سرمایه به کار گرفته. بدیهی است، این قیمت باید پایین تر از داخلی می شود نرخ بازده.

شاخص درآمد - با استفاده از ارزش خالص فعلی می تواند یکی دیگر از شاخص بهره وری محاسبه می شود. آن را تعیین چگونه بسیاری از واحدهای سود حاصل از هر واحد پولی، چه روبل، دلار و یا چیز دیگری در سرمایه گذاری سرمایه گذاری. بر اساس این تعریف، شاخص سودآوری را می توان با رابطه به مجموع درآمد تخفیف سرمایه گذاری با تخفیف تعیین می شود. شما می توانید تغییرات اساسی است که اجازه خواهد داد که برای محاسبه این رقم به روش زیر بسازید: شما نیاز به تقسیم NPV مقدار به دست آمده با تخفیف در سرمایه گذاری و افزایش تولید در هر واحد. این را باید در نظر داشته باشید که این شاخص نرخ بازده برای کل دوره اجرای نشان می دهد به عهده، به طوری که با استفاده از آن کاملا درست برای مقایسه پروژه های مدت زمان های مختلف است.

محاسبه پارامترهای فوق لازم است اگر شما می خواهید به قضاوت اثر طرح های سرمایه گذاری تجزیه و تحلیل، اما آنها نمی خواهد کافی است. در هر صورت، مهم است که درک کنند که برای یک تصمیم به محاسبه می شود عملکرد سیستم، از آنجا که تنها در این مورد امکان پذیر خواهد بود به نتیجه گیری درست است.

موضوع: تابع محاسبه ارزش خالص فعلی یا npv در اکسل

a: نرخ تنزیل
B1: اولین درآمد یا پرداخت (مقادیر مثبت برای درآمد و منفی برای پرداخت ها)
B2: دومین درآمد یا پرداخت
. درآمد یا پرداخت بعدی
مثال: اگر در انتهای بازه اول 110 واحد پولی درآمد و در انتهای بازه دوم 121 واحد پولی درآمد داشته باشیم. در این صورت ارزش فعلی این دو درآمد با نرخ تنزیل 10 درصد در هر بازه زمانی از تابع زیر محاسبه می شود:

اخطار: این یک موضوع قدیمی است
به دلیل قدیمی بودن موضوع، ممکن است برخی فایل های ضمیمه به درستی کار نکنند. لطفا در صورت عدم ضرورت، از بالا آوردن موضوعات قدیمی خودداری نمایید.

خرید و دانلود پروژه ها - پایان نامه ها - مقالات - کتب و نرم افزارهای مهندسی برق در فروشگاه مهندسین برق.

سپاس ها (8)

گروه تخصصی پرسش و پاسخ اکسل ایران در تلگرام

انتخاب سریع یک انجمن

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

محاسبه npv در اکسل

تابع npv در اکسل

فرمول npv در اکسل

محاسبه ارزش فعلی در اکسل

فایل اکسل محاسبه خالص ارزش فعلی npv

روش محاسبه npv در اکسل

فرمول npv

تابع npv

محاسبه npv

آموزش NPV در اکسل, نحوه محاسبه npv در اکسل, مثالی برای تابع NPV, npv در اکسل, مثالی ازتابعNPVدرEXCEL, فرمول محاسبه npv, جدول Npvدراکسل, نحوه محاسبه npv, فرمول npvدر اکسل, محاسبه خالص ارزش فعلی دراکسل , نحوه محاسبه ارزش فعلی خالص در اکسل, فرمول خالص ارزش فعلی به همراه مثال, اموزش نحوه محاسبه npv در اکسل, نحوه استفاده از فرمول npv در اکسل, توابع NPV در اکسل, مثالی ازتابعNPVدربرنامهEXCEL



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.