الگوی شکست نزولی


الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

استراتژی معامله با خط روند به زبان ساده

استراتژی معامله با خط روند

استفاده از استراتژی معامله با خط روند به شما عزیزان کمک می کند تا بتوانند معاملات خود را به بهترین شکل بهینه کنند. این که خط روند در تحلیل تکنیکال چیست و چطور باید آن را رسم کرد را اشاره هایی کرده ایم و در ادامه به بررسی استراتژی معامله با خط روند پرداخته ایم و چند استراتژی موثر و مختلف را مورد بررسی قرار داده ایم که از هر کدام از این استراتژی های می توانید در بازارهای مالی مختلف مثل بازار ارز دیجیتال، بورس، فارکس، طلا و سکه، دلار و … استفاده نمایید. بنابراین اگر شما هم دوست دارید این استراتژی های معامله با خط روند را یاد بگیرید، همین الان این مطلب آموزشی و رایگان را تا انتها مطالعه کنید.

استراتژی معامله با خط روند

خط روند یا همان Trendline بهترین و مرسوم ترین ابزار تحلیل تکنیکال به حساب می آید و چنانچه اصولی استفاده شود، می‌ تواند عملکرد تریدر را تا حدود زیادی بهبود بخشد. در این مطلب قصد داریم با چهار استراتژی قدرتمند معامله با خطوط روندی آشنا شویم، ولی پیش از این‌ که معرفی استراتژی‌ ها را آغاز کنیم، در نظر داشته باشید که خطوط روندی دو قابلیت مهم دارند؛ یک این که حداقل بازار سه بار به آن‌ ها برخورد کرده و واکنش نشان داده، ثانیاً خط روندی هیچ وقت از بدنه کندل عبور نخواهد کرد.

خط روند می‌ تواند از روی دنباله کندل عبور کند، ولی نباید از روی بدنه کندل عبور کرده باشد. پیش از این که استراتژی های کاربردی استفاده از خط روند برای انجام معاملات را بررسی کنیم، بهتر است به این که خط روند دقیقا به چه صورت رسم می شود و اصول ترسیم آن چگونه است پرداخته ایم تا الگوی شکست نزولی دید مناسبی نسبت به این موضوع پیدا کنید و استراتژی های خط روند را بهتر درک نمایید.

اصول ترسیم خط روند در تحلیل تکنیکال

خط روند یکی از ابتدایی‌ ترین مواردی است که در آموزش تکنیکال با آن مواجه می شوید. به صورت کلی رسم خط روند صعودی از اتصال نقاط پایین‌ های بالاتر و خط روند نزولی نیز با اتصال نقاط بالاهای پایین‌ تر در نمودار قیمتی قابل ترسیم است. پایین‌ های بالاتر یعنی اتصال دره‌ هایی که یکی پس از دیگری بالاتر می‌ روند. بالاهای پایین‌ تر یعنی اتصال قله‌ هایی که با گذر زمان، پایین‌ تر می آیند. در نظر داشته باشید که خط روند صعودی در پایین نمودار قیمتی با شیب مثبت و خط روند نزولی در بالای الگوی شکست نزولی نمودار قیمتی با شیب منفی رسم می شود.

درصورتی که تمایل دارید تا از خدمات ۲۵ درصد تخفیف کارمزد در بورس، سرمایه گذاری بر روی حق تقدم و یا فروش آن و … بهره مند شوید میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید.

دو نوع تفکر در رسم خط روند داریم؛ گروه نخست بر این باور است که برای ترسیم خط روند باید از سایه های بالایی و پایینی کندل ها کمک بگیرد. در روش گروه اول، هیچ بخشی از کندل‌ ها بر روی خط روند قرار نخواهند گرفت. گروه دوم نیز بر این باورند که باید از انتهای بدنه کندل‌ ها به منظور رسم خط روند نیز بهره برد. نکته حائز اهمیت اینجاست که هیچکدام از این دو روش را نمی توان اشتباه دانست، ولی توصیه ما بر این است که هر روشی را که انتخاب کردید، به هیچ عنوان آن را تغییر ندهید و همواره از همان روش بهره بگیرید.

استراتژی مبتنی بر خط روند

تغییر روش امکان دارد موجب برداشت اشتباه از تحلیل شود. به صورت معمول روش دوم، سیگنال ها را سریع تر خواهد داد، ولی ریسک بالاتری را نیز به دنبال خواهد داشت. نکته حائز اهمیت اینجاست که خط روندی که به صورت کامل منطبق بر نقاط بالا و پایین یا باز و بسته شدن شمع‌ های قیمتی باشد، در مواقع نادر ایجاد خواهد شد. لذا به صورت کلی قاعده خاص و تثبیت شده‌ ای در این خصوص وجود ندارد و هر شخص قادر است بر اساس دیدگاه و تجربه‌ های فردی خود یکی از دو روش را مورد استفاده قرار دهد.

۱) استراتژی خط روند پرچم – Trendline Flag

استراتژی خط روند پرچم برای معاملات پیرو روندی بهترین گزینه محسوب می شود. در این استراتژی شما می بایست برای اصلاح بازار خط روندی کوتاه ترسیم نمایید و در ادامه مانند الگوی پرچم در جهت روند غالب بر بازار وارد معامله شوید. در اینجا باید توجه داشته باشید که خط روند رسم شده، همان خطی است که برای الگوی پرچم رسم می شود و منظور از روند غالب هم روند بازار پیش از تشکیل الگوی پرچم به می باشد.

استراتژی خط روند پرچم

در تصویر بالا بازار ابتدا در یک روند نزولی قرار داشت و در ادامه بازار وارد فاز اصلاحی شده و الگویی شبیه به پرچم را تشکیل داد. در اینجا هدف ما رسم خط روندی برای این الگوی شبیه به پرچم است و چنانچه الگوی پرچم هم نباشد، اشکالی نخواهد داشت، لذا این نکته حائز اهمیت است که خط روند کوتاهی را برای این حرکت اصلاحی ترسیم نماییم. شکست این خط روندی کوتاه مثل الگوی پرچم یا Flag عمل خواهد کرد و این بدین معنی است که با شکست آن، بازار در راستای روند غالب حرکت می کند.

شما می‌ توانید در استفاده از این استراتژی از میانگین متحرک ۵۰ نیز برای تشخیص روند غالب بر بازار بهره بگیرید. در این استراتژی شما فقط در راستای روند غالب بر بازار می بایست معاملات خود را تنظیم کنید. یعنی چنانچه روند بازار نزولی بوده و در ادامه حرکت اصلاحی آغاز شده، خط روندی برای این حرکت اصلاحی ترسیم نمایید و با شکست خط روندی وارد معامله فروش شوید.

۲) استراتژی معامله با جهش از خط روندی – Trendline Bounce

این استراتژی نیز در راستای روند غالب بازار مورد استفاده قرار می گیرد، ولی با این وجود در این استراتژی از خود خطوط روند برای ورود به معامله استفاده نمی شود، بلکه خط روند در قالب حمایت یا مقاومت عمل می کند. در تصویر زیر قیمت از خط روندی برای سومین بار متوالی جهش کرده و قدرت خط روند تایید خواهد شد. در ادامه تریدر می بایست به دنبال دیگر الگوی های تکنیکال در اطراف این جهش باشد. در این تصویر یک خط مقاومت افقی بعد از جهش بازار از خط روندی نشان داده شده است.

استراتژی معامله با جهش از خط روندی

شکست این خط روند برای ورود به بازار کفایت می کند. در این استراتژی تریدران محافظه‌ کار قادرند حد ضرر یا استاپ لاس را در زیر خط روند قرار دهند و یا حد ضرر را به زیر خط مقاومتی ببرند. همچنین می‌ توان از استراتژی جهش از خط روند در تایم فریم‌ های گوناگون استفاده کرد که این موضوع می تواند برای معامله گران مختلف بسیار جذاب باشد. زمانی که خط روند بلندمدت تائید شده، معامله‌ گر می‌ تواند به تایم فریم پایین‌ تر نگاه کرده و از دیگر سطوح تکنیکال مانند حمایت برای زمان‌ بندی ورود به معامله فروش بهره بگیرد.

استراتژی مبتنی بر خط روند

این بدین معنی است که در نمودار روزانه خط روندی را تشخیص داده و در نمودار ۱ ساعته با شکست الگو یا خط حمایتی وارد بازار شده است. در نمودار ۶۰ دقیقه یا ۱ ساعته نخستین جهش از خط روند نزولی و روزانه در AUDUSD مشاهده خواهد شد.

روند در تحلیل تکنیکال چیست

در اینجا نوسانات بازار شدید بودند، از همین روی شاید ورود به معامله کار خیلی ساده ای نباشد، ولی در نمودار سمت راستی، الگوی سر و شانه ایجاد شده است و به کمک این الگوی تکنیکال می‌ توان زمان ورود به معامله را به سادگی مشخص نمود.

۳) استراتژی شکست و برخورد دوباره – Retest

استراتژی شکست و برخورد مجدد یکی از استراتژی‌ های پرطرفدار و مرسوم بین تریدران بازارهای فارکس و سهام به حساب می آید ولی با این وجود از این استراتژی می‌ توان برای دیگر بازارها مانند بازار رمزارز و معاملات بیت کوین نیز بهره گرفت. گفتنی است که در این استراتژی پس از این‌ که خط روند فعال بازار را مشخص کردید، باید برای شکست خط روند منتظر بمانید. بعضی مواقع شاید بازار پس از شکست خط روندی دیگر هیچ‌ وقت با آن برخورد نداشته باشد ولی در بیشتر اواقت بازار پس از شکست خط روندی مجددا با آن برخورد خواهد داشت.

استراتژی شکست و برخورد دوباره

اما هنگامی که بازار برخورد مجدد به خط روندی را انجام داد، بهترین وقت برای ورود به معامله خواهد بود و باید در تایم فریم‌ های پایین‌ تر به دنبال سیگنال بود. خط روند می‌ تواند سیگنالی برای ورود به معامله باشد و هم محلی برای تعیین حد ضرر. به صورت معمول حد ضرر را در سمت دیگر خط روندی قرار می‌ دهیم و خط روند نیز به عنوان مانعی عمل خواهد کرد که نمی‌ گذارد حد ضرر فعال شود. هر اندازه تعداد برخوردها به یک خط روندی بیشتر باشد، استراتژی شکست و برخورد مجدد نیز عملکرد بهتری از خود نشان خواهد داد.

در تصویر بالا بازار حداقل سه تا چهار بار با خط روند برخورد داشته است. در زمان شکست خط روند، نوسانات زیادی را در بازار مشاهده کردیم و قیمت در اطراف خط روند نوساناتی را تجربه کرده است. شدت نوسانات بازار در اطراف خط روند می‌ تواند بیانگر این باشد که چقدر زودتر باید وارد بازار شد. چنانچه نوسانات زیاد باشد، تریدران ریسک‌ پذیر قادرند با نخستین برخورد مجدد به خط روند شکسته شده وارد بازار شوند، ولی معامله گرانی که جوانب احتیاط را بیشتر رعایت می کنند، بهتر است که صبر کنند تا تایید سیگنال صادر شود. برای مثال زمانی که خط روند مقاومتی یا نزولی شکسته می شود، بهتر است که قبل از ورود به موقعیت خرید، صبر کنید و منتظر شکست نخستین مقاومت جزئی و نزدیک بمانید.

۴) استراتژی معامله بر اساس روند خنثی

استراتژی شماره ۴ استراتژی معاملاتی در روند خنثی است که باید در کف سهم را خرید و در سقف آن را به فروش رساند. البته به منظور خرید سهم در کف قیمتی در روند خنثی می بایست عواملی مثل حجم معاملاتی را مد نطر قرار الگوی شکست نزولی داد. برای مثال این طور فرض کنید که میانگین حجم معاملات سهمی به صورت روزانه ۵۰۰ هزار سهم باشد؛ از آنجا که انتظار این است که در حمایت ها حجم معاملات سهم افزایش پیدا کند، بنابراین می توان گفت که حجم معاملات در حمایت ها باید بالاتر از میانگین باشد تا بتوان به رشد قیمتی در حمایت تکنیکالی فکر کرد. از طرف دیگر در حمایت ها یا بایستی تعدل قدرت خریدار به فروشنده داشته باشیم و یا این که قدرت خریدار به فروشنده بیشتر باشد.

در مورد هر یک از روند ها در تحلیل تکنیکال باید گفت که هر معامله گری به سبک خاصی از فرصت های معاملاتی می تواند استفاده کند ولی نکته حائز اهمیت، ورود به یک فرصت معاملاتی جذاب به قصد کسب سود می باشد. اصطلاح رایج در بازارهای مالی این است که با روند دوست باشید و بر خلاف روند معامله را انجام ندهیم و این بدین معنی است که وقتی که روند میان مدت سهم نزولی است، در جهت خرید وارد معامله نشده و انجام معامله را به شرط تغییر روند نزولی و آغاز روند جدید در سهم انجام دهیم.

البته این را هم باید گفت که در بسیاری از روندهای نزولی میان مدت و بلندمدت، نوسانات قیمتی رو به بالا داریم و این به این معنی است که امکان دارد شاهد روند صعودی کوتاه مدت در نمودار باشیم و تریدر نیز قادر به استفاده از این فرصت در بازار باشد، ولی نکته بسیار مهم اینجاست که معامله با قصد نوسان گیری و به دست آوردن بازده های چند درصدی در روندهای نزولی با ریسک همراه است.

در مورد اعتبار روند هم باید گفت که هر اندازه نموداری از روند طولانی تری برخوردار باشد، اعتبار تحلیل به مراتب بیشتر خواهد بود. برای مثال تحلیل روند یک ساله در مقابل روند یک ماهه از اعتبار معاملاتی بیشتری برخوردار است و با اطمینان بیشتری می توانیم به تحلیل ها و روند های بلندمدت اعتماد کنیم و بر اساس آن ها معامله نماییم.

نکات مهم در مورد خطوط روند

  • اعتبار خط روند به بازه زمانی مورد بررسی سهم وابسته است. برای مثال امکان دارد سهم شرکت الف در بازه زمانی دو ماه اخیر از خط روند نزولی برخوردار باشد و این در حالی است که در بازه زمانی ۱ ساله، خط روند صعودی داشته‌ باشد و نزولی که در دو ماه اخیر داشته، صرفا یک اصلاح میان‌ مدتی باشد. هر اندازه دوره زمانی بلندمدت‌ تری را به منظور رسم خط روند انتخاب کنیم، اعتبار آن افزایش خواهد یافت.
  • شیب زیاد خط روند موجب خواهد شد که تغییرات قیمتی سریع تر اتفاق افتد. این شیب زیاد، حاصل یک جهش یا افت ناگهانی در یک بازه زمانی کوتاه‌ مدت می باشد. به صورت کلی در نظر داشته باشید که هر اندازه شیب خط روند بیشتر باشد، خط روند نامعتبرتر خواهد بود و احتمال شکست آن افزایش خواهد یافت. شیب ۴۵ درجه در تحلیل خط روند، شیبی مناسب و معتبر به شمار می رود.
  • به منظور ترسیم خط روند به حداقل ۲ نقطه احتیاج خواهیم داشت. با وجود دو نقطه نمی‌ توان انتظار اعتبار بالایی از خط روند ترسیم شده داشت. هر اندازه تعداد نقاط برخورد با خط روند بیشتر باشد، خط روند اعتبار و ارزش به مراتب بالاتری خواهد داشت.

همان طور که در ابتدای مطلب قول دادیم، ۴ استراتژی معامله با خط روند را به شما عزیزان آموزش داده ایم.

همچنین اگر دوست دارید آموزش پرایس اکشن به زبان ساده و عامیانه را نیز مطالعه کنید، از این مطلب کمک بگیرید.

به نظر شما استفاده از خط روند میتواند سیگنال خرید به ما بدهد؟

آشنایی با الگوی کانال + ویدئو آموزشی

کانال قیمت الگویی ادامه دهنده می باشد که دارای شیبی به سمت بالا یا پایین است. کانال ها با استفاده از دو خط روند بوجود می آیند که قیمت را در داخل خود محصور کرده اند. خط روند بالایی سطح مقاومت کانال و خط روند پایینی به عنوان سطح حمایتی کانال در نظر گرفته می شود.

در صورتی که شیب کانال به سمت پایین باشد کانال مورد نظر نزولی می باشد. اما اگر شیب کانال به سمت بالا باشد، صعودی خواهد بود.

در ادامه به بررسی اجزای تشکیل دهنده کانال خواهیم پرداخت. با طلاچارت همراه باشید…

۱- خط روند اصلی

برای رسم خط روند اصلی حداقل به دو نقطه نیاز داریم. این خط در واقع روند و شیب آن را برای ما مشخص می کند. برای رسم کانال صعودی کافیست دو کف را به یکدیگر متصل کرده و خط را ادامه دهیم. برای یک کانال نزولی نیز باید دو سقف در نمودار پیدا کرده و آن را با استفاده از خط روند به یکدیگر متصل کرده و ادامه دهیم.

۲- خط کانال

وقتی که خط روند صعودی یا نزولی مورد نظر خود را رسم کردیم، اکنون میتوانیم یک خط روند موازی با آن را رسم کنیم تا کانال ما شکل بگیرد. اما خط کانال کجا قرار خواهد گرفت؟ این خط روی نقطه ای که مابین دو کف یا دو سقف ما شکل گرفته بوجود آمده قرار خواهد گرفت.

در تصویر بالا ما دو کف (A و B) داریم و با یک خط روند صعودی آنها را به هم متصل کرده ایم. در بین این دو نقطه یک سقف وجود دارد (نطقه C) که میتوانیم خط موازی نقاط AB را روی آن قرار دهیم تا کانال ما شکل بگیرد.

یک کانال نزولی نیز دقیقا برعکس کانال صعودی است. مثال زیر را مشاهده کنید.

۳- کانال صعودی

تا زمانی که قیمت در این کانال حرکت میکند، معامله گران روند حرکتی قیمت را صعودی در نظر میگیرند. اما زمانی که قیمت سطح پایینی کانال را میشکند، احتمال تغییر روند را بیشتر می کند. اما در صورتی که قیمت خط بالای کانال را بشکند، نشان دهنده قدرت و شتاب زیاد روند است.

۴- کانال نزولی

تا زمانی که قیمت در این کانال حرکت میکند، روند کلی قیمت نزولی در نظر گرفته می شود. اولین نشانه ای که از تغییر روند قیمت خبر میدهد، شکسته شدن سطح بالای کانال می باشد. در صورتی که قیمت موفق به شکست سطح پایینی کانال شود، نشان می دهد که قیمت برای افت بیشتر شتاب و قدرت بیشتری دارد.

معامله در کانال ها

معامله در کانال صعودی: هنگامی که کانال صعودی شکل میگیرد، راحت ترین کار این است که به هنگام رسیدن قیمت به سطح پایینی کانال، وارد پوزیشن خرید شویم. البته نباید خیلی بی ملاحظه نیز اقدام کنیم. بهتر از ابزارهای دیگر نیز کمک بگیریم تا سیگنال خرید ما تایید شود. میتوانیم از روش های مثل پرایس اکشن، میانگین های متحرک، سطوح فیبوناچی، واگرایی ها و … به منظور تایید سیگنال خرید خود استفاده کنیم.

معامله در کانال نزولی: دقیقا برعکس روش معامله در کانال صعودی است. در این کانال ها باید به دنبال موقعیت های فروش به هنگام رسیدن قیمت به سطح بالایی کانال باشیم. اما باز هم روش هایی که در بالا گفته شد را لحاظ کنید تا سیگنال فروش تان اعتبار بیشتری داشته باشد.

شکست کانال ها

در صورتی که یک کانال شکسته شود، معمولا به اندازه ای موازی با عرض کانال در جهت مخالف حرکت خواهد کرد. اما وقتی قیمت کانال را شکست و تا نیمی از عرض کانال را در جهت شکست حرکت کرد، شما می توانید پوزیشن خود را ریسک فری کنید (به این معنا که حدضرر پوزیشن خود را روی نقطه ورود قرار دهید).

تمامی موارد به صورت معکوس برای کانال نزولی نیز صدق می کند.

نکاتی که باید در مورد کانال ها بدانید!

  • در صورتی که قیمت با شتاب زیادی به کف کانال صعودی رسید، از گرفتن پوزیشن خرید خودداری کنید. چون احتمال شکست کف کانال زیاد است. همچنین اگر قیمت با قدرت زیادی به سقف کانال نزولی برسد نیز نباید پوزیشن فروش بگیرید. چون احتمال شکست رو به بالای کانال وجود دارد.
  • از گرفتن پوزیشن در خلاف جهت کانال خودداری کنید. این کار ریسک بسیار بالایی خواهد داشت. به عنوان مثال در یک کانال نزولی نباید به دنبال موقعیت های خرید باشید یا برعکس.
  • بیشتر شکست هایی که در جهت موافق کانال رخ می دهد دروغین هستند و مجددا قیمت به درون کانال باز میگردد. مثل زمانی که قیمت سقف کانال صعودی یا کف کانال نزولی را میشکند. معمولا قیمت علاقه دارد کانال را در جهت مخالف بشکند.
  • در صورتی که قیمت در داخل یک کانال در حرکت بود اما توانایی در رسیدن به سمت دیگر کانال را نداشت، احتمال شکست شدن کانال وجود خواهد داشت. به عنوان مثال فرض کنید که قیمت در داخل یک کانال صعودی در حرکت است اما قیمت توانی برای رسیدن به خط بالای کانال ندارد. در این حالت باید این احتمال را در نظر داشته باشیم که احتمالا کانال شکسته خواهد شد. چون قدرتی در جهت افزایش قیمت وجود ندارد. تمامی موارد به صورت معکوس برای کانال نزولی نیز کاربرد دارد.


۷

چنانچه از دیدن فیلم به صورت آنلاین با مشکل روبرو شده اید از لینک زیر فیلم ویدئوی را دانلود کنید.

5 الگوی قیمتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال و کاربرد آن ها

الگوی قیمتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال

شناخت الگوهای قیمتی درتحلیل تکنیکال یکی از بخش‌های مهم در بازار سهام است که معامله گران باید آن‌ها را بشناسند. معامله گران با استفاده ازاین تحلیل‌ها خرید و فروش خود را در بازار مالی انجام می‌دهند. پس شناخت این تحلیل‌ها و استفاده از تحلیل‌های تکراری که قبلا از آن‌ها استفاده شده و نتیجه مثبتی داده‌اند می‌تواند به ما کمک بزرگی کند. به طور کلی یکی از قابلیت‌های بارز تحلیل تکنیکال قابلیت بارز تکرار شوندگی الگوی قیمتی در روند است. ما در این مطلب به بررسی ۵ الگوی قیمتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال خواهیم پرداخت.

به طور کلی مهم ترین این الگوها عبارت اند از: سر و شانه، کف دوقلو، سقف دوقلو، مستطیل، کف و سقف ۳ قلو، پرچم. الگوها در تحلیل تکنیکال به کمک می‌کنند تا بتوانیم به درک بهتری از بازار برسیم و در رابطه با حرکات قیمتی در آینده ذهنیت داشته باشیم.

تعریف الگوی قیمتی

به طور کلی الگوهایی که در نمودار قیمت اوراق بهادار تشکیل می‌شود را با نام الگوی قیمتی و یا الگوهای تحلیل تکنیکال می‌شناسیم، این الگوها در هر نقطه و زمانی ممکن است ایجاد شوند. شناسایی نوع الگو پیش از اینکه شکل گیری به حد معینی برسد مهم‌ترین چالشی است که تحلیل گران با آن رو به رو هستند.

الگوی قیمتی برگشتی در تحلیل تکنیکال

انواع الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

الگو‌ها به دودسته کلی ادامه دهنده و برگشتی تقسیم می‌شوند:

  • الگوهای ادامه دهنده: در این الگو، قیمت روندی که در حال حاضر از آن استفاده می‌شود را ادامه می‌دهد و آن را توسعه می‌دهد. الگوی پرچم، مثلث و مستطیل از انواع آن هستند.
  • الگوی‌های برگشتی: در صورت تشکیل یک الگوی خاص در آن‌ها همان روال صعودی قبل را به نزولی تبدیل می‌کنند.

باید این نکته را دانست که هیچ یک ازاین الگوها اطلاعات دقیق و کاملی به ما نمی‌دهند وفقط توانایی پیشبینی بالاتری به ما می‌دهند. در ادامه برخی الگوهای مهم را معرفی می‌کنیم.

1- الگوی سقف دوقلو یا (double top):

الگوی سقف دوقلو درمقابل الگوی کف دوقلو قرار دارد و در نتیجه معکوس آن است. ساده‌ترین و راحت‌ترین الگوی برگشتی که به راحتی قابل تشخیص می‌باشد همین الگوی سقف دو قلو و یا double top می‌باشد. این یک الگوی نزولی است و در زمان برگشت نشان دهنده روند صعودی است.

پدید آمدن این الگو بر روی نمودار تغییر میان مدت یا بلند مدت درروند صعودی را نشان می‌دهد. این الگو بسیار قوی است و برای شناسایی آن باید منتظرشکسته شدن خط حمایت باشیم. درصد خطا در سقف دو قلو ۹ درصد بوده و احتمال رسیدن به هدف بسیار بالا است.

الگوی سقف دو قلو در تحلیل تکنیکال

2-الگوی سر و شانه:

به گفته تعداد زیادی از سرمایه گذاران و تریدرها الگوی سر و شانه یکی از پرکاربرد‌ترین و معتبرترین الگو‌ها در تحلیل‌های تکنیکال به حساب می‌آید. این الگو دارای سه قله است، دوتای بیرونی آن ارتفاع‌های برابری دارند و قله‌ی وسط از بقیه بالاتر است. الگوی سروشانه دارای ظاهر نموادری خاصی می‌باشد که شروع روند بازگشتی دارد و نشانگر تغییربازار است.

سر و شانه از لحاظ قدرت دارای دقت بسیار بالایی می‌باشد و می تواند نشان دهنده روند صعودی یا نزولی در بازار باشد.

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال

3-الگوی کف و سقف دو قلو:

کف و سقف دو قلو یک نمونه الگوی قیمتی بازگشتی و پرتکرار می باشد. همانطور که از نامش پیداست دارای دو سقف یا قله و دوکف یا دره تشکیل شده است. بهترین بازدهی آن پس از حرکات شدید و بلند مدت قیمت محسوب می شود. این الگو نشان دهنده بازگشت قیمت از مسیر قبلی است. در واقع هدف تکنیکالی آن در سقف و کف به اندازه فاصله میان قله ها و دره ها از نقطه شکست است.

الگوی کف و سقف دو قلو در تحلیل تکنیکال بازار فارکس

4-الگوی کف و سقف سه قلو:

هنگامی که الگوی قیمتی دوقلو در حال شکست سطوح قیمت باشد و خریداران و فروشندگان عمل خود را چندین بار تکرار کنند این نمودار شکل می‌گیرد. از آنجا که این الگو در ابتدا همان کف و سقف دوقلو بوده است از لحاظ تکنیکالی شباهت بسیاری به آن دارد. یک جریان صعودی قبل از الگوی سقف و یک جریان نزولی قبل از الگوی کف قرار دارد. الگوی سقف و کف سه قلو از کمیاب‌ترین الگوهای بازگشتی است و به مراتب کمتر از الگوی کف و سقف دوقلو کاربرد دارد.

الگوی کف و سقف سه قلو

5-الگوی قیمتی پرچم (flag):

این الگو جزوی از الگوهای ادامه دهنده درزمان کوتاه مدت است. الگوی پرچم در اکثرمواقع پس ازشکل گیری یک جریان قوی دربازارشکل می‌گیرد. از الگوی پرچم درتشخیص احتمال ادامه یافتن جریان مالی در خلاف جریان قبلی استفاده می‌شود.

پرچم زمانی در نمودار مشاهده می‌شود که به صورت پیوسته شاهد حرکات به سوی بالا و پایین در نمودارهای سهامی باشیم که جریان صعودی یا نزولی دارند. در این نمودارها به سختی میتوان قله‌ها و دره‌ها را به صورت موازی به هم وصل کرد. به طورکلی پرچم نشان دهنده نبود اطمینان به نمودار قیمتی یک سهم است.

الگوی پرچم در الگوی قیمتی تحلیل تکنیکال

جمع بندی:

به طور کلی اگر می‌خواهید از تحلیل تکنیکال برای پیش بینی روند در بازار استفاده کنید و یا تحلیل بنیادی باید الگوی قیمتی بازار را که تکرار شوندگی بیشتری دارند را بشناسید. الگوها به شما کمک می‌کنند تا پیش بینی بهتر و دقیق‌تری از حرکات قیمتی بازار داشته باشید در نتیجه ترید‌های موفق‌تر و پر سود‌تری را تجربه کنید. در میان ۵ الگوی قیمتی قدرتمند در تحلیل تکنیکال که در این مطلب مورد بررسی قرار گرفت، الگوی پرچم کاربرد بیشتری دارد و به کرات می‌توانید آن را در نمودارها مشاهده کنید.

الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

در بازار بورس و تمام بازارهای مالی، کاربران برای بررسی نمودارها و وضعیت های مختلف روش های متفاوت تحلیلی را به کار می گیرند و این روش ها در بازارهایی که نقطه عطف آن ها عرضه و تقاضاست خودنمایی می کنند. هدف از شرکت در بورس رسیدن به سودی منطقی است و این هدف با کمک گرفتن از الگوها و تحلیل های رایج امکان پذیر می شود. به طور کلی در حوزه بورس و سرمایه گذاری از دو روش تحلیل تکنیکی و تحلیل بنیادی استفاده می شود که ما در این محتوا به بررسی تحلیل تکنیکال و مفهوم الگوی قیمت می پردازیم.

الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

الگوی قیمت ( Price Pattern )

قبل از صحبت در مورد مفهوم الگوی قیمت لازم است تا اطلاعات مختصری درباره تحلیل تکنیکال داشته باشیم تا با هدف این محتوا بیشتر آشنا شویم.

وارد شدن به بورس نیازمند اطلاعات و دانش به خصوصی است و هر چه دانش شما در زمینه بورس و سهام بیشتر باشد بهتر می توانید به بررسی نمودارهای قیمت و حجم معاملات اقتصادی بپردازید.

اطلاعات لازم برای درک بهتر از بورس نیازمند تحلیل است تا با استفاده از آن بررسی مناسبی از وضعیت سهام مختلف داشته باشید و با توجه به اخبار مربوطه بتوانید با روش هایی معقول و منطقی عمل کنید. به طور کلی در حوزه بورس و سرمایه گذاری از دو روش تحلیل تکنیکی و تحلیل بنیادی استفاده می شود که ما در این محتوا به بررسی تحلیل تکنیکال و مفهوم الگوی قیمت می پردازیم.

در تحلیل تکنیکال شما با استناد به نمودارهای قیمت و انواع معاملات و حجم آن ها به بررسی و ارزیابی وضعیت کلی بازار و سهام مختلف می پردازید؛ در واقع تحلیل تکنیکال نوعی استراتژی مختص معاملات بازار بورس است که سرمایه گذاری ها و فرصت هایی که شما برای معامله دارید را بررسی می کند، این تجزیه و تحلیل به شما کمک می کند تا نسبت به وضعیت سهام و معاملات موجود آگاه شوید.

شما با استفاده از تحلیل تکنیکال می توانید روند معاملات و تغییراتی که در قیمت سهام به وجود آمده است را بررسی کنید. حرفه ای بودن در بورس تضمین موفقیت هر شخص است و برای رسیدن به این موفقیت لازم است تا به استراتژی ها و تحلیل هایی که برای رسیدن به جایگاهی برتر در خرید و فروش سهام ضرورت دارد، آگاه باشید. (1)

الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

مفهوم الگوی قیمت در تحلیل تکنیکال

هر نمودار در بازار بورس از الگوهای متفاوتی حاصل می شود و بررسی این الگوها و خواندن نمودارها باید با کسب دانش بیشتر همراه باشد و این دانش به شما کمک می کند تا توانایی بررسی وضعیت های مختلف را به دست آورید.

یکی از مهم ترین فرضیات در تحلیل تکنیکال عنوان قیمت است که در واقع نشان دهنده تمام اطلاعات لازم است؛ شما با تحلیل نمودارهای قیمت و بررسی آمار نوسان آن و مشاهده تغییرات توسط تحلیل تکنیکال می توانید جریان قیمت های پیش رو را پیش بینی کنید.

فرضیه دیگر این موضوع را بیان می کند که نوسان قیمتی که در بازار سهام وجود دارد تصادفی نیست و الگوهای موجود در دوره های مختلف زمانی تکرار می شوند، بر اساس این فرضیه سهامداران و سرمایه گذاران که به معامله مشغول هستند با کمک گرفتن از تحلیل تکنیکال به سود بیشتری می رسند.

همان طور که اشاره کردیم قیمت تأثیر بسیاری بر تغییرات بازار سهام دارد و در تحلیل تکنیکال اصلی مهم است؛ البته ذکر این نکته ناگفته نماند که در قیمت یک سهم اصول و عوامل متعددی تأثیرگذار هستند و با توجه به این عوامل است که می توانیم نقش قیمت در تحلیل تکنیکال را مشاهده کنیم. قیمت در بازار سهام بیانگر همه چیز است و نوسان قیمت در واقع عرضه و تقاضایی را نشان می دهد که در حال شکل گیری است.

اصل دیگری که باید به آن اشاره کنیم تکرار روندهاست؛ تحلیل تکنیکال نشان می دهد که قیمت در انواع روندهای بلندمدت، کوتاه مدت و میان مدت حرکت و جریان گذشته را تکرار می کند. قیمت به طور کلی همیشه در حال تکرار است و بر اساس اصول و وضعیت بازار و عوامل متعددی که می تواند بر روی قیمت تأثیرگذار باشد، طی دوره های زمانی مختلف تکرار می شود. (1)

کسانی که بر اساس تحلیل تکنیکال به تجزیه و تحلیل می پردازند در واقع با استفاده از این نمودارها و تکرار قیمت ها، وضعیت های مختلف را بررسی می کنند. در بازار بورس الگو و روش هایی وجود دارد که از آن ها می توان در تحلیل تکنیکال استفاده کرد.

نقش الگوی قیمت در تحلیل تکنیکال

مهم ترین نقش در تحلیل تکنیکال، الگوهای قیمت هستند که در ادامه به انواع آن ها نیز اشاره خواهیم کرد. الگوهای قیمت بر اساس خطوط، نمودار و منحنی های متعددی شناخته می شوند و برای اینکه با نقش الگوی قیمت بیشتر آشنا شویم اشاره به این موارد خالی از لطف نیست.

مفهوم خط روند یکی از عنوان هایی است که در بازار سهام به کسانی که تحلیل تکنیکال را به کار می برند، کمک می کند. در واقع خط روند مسیرهای مستقیمی بر روی نمودار هستند که توسط اتصال خطوط مقاومت و حمایت کشیده می شوند. در توضیح عنوان های حمایت و مقاومت باید این گونه بگوییم که این عنوان ها نقاط مهمی بر روی نمودار هستند که اتصال بین عرضه و تقاضا را شکل می دهند. (2)

الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

هر زمان که تقاضا افزایش پیدا می کند از کاهش قیمت جلوگیری می شود و نقطه حمایت شکل می گیرد و در مقابل هر چه در نمودار قیمت ها به خطوط مقاومت نزدیک تر می شوند تولیدکنندگان یا همان عرضه کنندگان تمایل بیشتری به فروش نشان می دهند و به طور کلی عرضه از تقاضا پیشی می گیرد.

خطوط روند به دو بخش صعودی و نزولی تقسیم می شوند؛ خطوطی که شیبی رو به بالا دارند را خط صعودی می نامند و خطوط نزولی معمولا شیبی رو به پایین دارند. خطوط روند صعودی از اتصال چند نقطه مینیمم شکی می گیرد و در مقابل خط نزولی اتصال چند نقطه ماکزیمم است؛ توجه داشته باشید که خط روند صعودی همانند عنوان حمایت شکل می گیرد و با شکسته شدن این خط نمودار قیمت نیز تغییر می کند. (2)

ذکر این نکته شاید برای شما هم مفید باشد که بدانید هنگامی که نمودار قیمت یک سهام صعودی است، خریدن سهام و نگه داشتن آن تا پایان خط روند صعودی، بهترین انتخابی است که شما می توانید داشته باشید. همان طور که روند صعودی مسیری شبیه به حمایت دارد، روند نزولی نیز مانند مقاومت عمل می کند و در این روند نیز اگر خط روند شکسته شود نمودار قیمت تغییر می کند.

نقطه مقابل روند صعودی در خریدن سهام، فروش سهام در روند نزولی است؛ به این معنا که بهترین واکنش به این وضعیت فروش سهم و انتظار برای پایان روند نزولی است تا بعد از آن بتوانید اقدام به خرید سهم کنید. (2)

الگوی قیمت (Price Pattern) در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

کاربرد انواع الگوهای قیمت

در بازار بورس و سهام دو نوع الگوی قیمت وجود دارد که هر کدام از این ها شامل موارد متعدد دیگری می شوند که به معرفی آن ها می پردازیم.

الگوهای بازگشتی و الگوهای ادامه دهنده دو نوع الگوی قیمتی هستند که شما در بازار بورس با آن ها روبرو هستید؛ در تعریف الگوهای بازگشتی به ما نشان می دهند که یک روند چگونه تغییر می کند و برعکس الگوهای ادامه دهنده توقف کوتاه در یک روند را نمایش می دهند. (2)

الگوی شکست نزولی

الگوهای تغییر روند در آموزش فارکس فرمت های خاصی از پرایس اکشن هستند که اکثرا تریدرها از آنها استفاده می کنند.منظور از الگوهای برگشت قیمت، همانطور که از عنوان آن پیداست، تغییر جهت روند جاری است که می‌تواند نزولی یا صعودی باشد.

برای مثال، اگر از لحاظ پرایس اکشن (رفتار قیمت) روند فعلی بازار صعودی باشد، این الگوها باید نشانی از پایان این روند باشند. به عبارت دیگر، روند نزولی باید آغاز شود.

تغییر جهت‌های قیمت را می‌توان به سادگی روی نمودار تشخیص داد. اگرچه معامله‌گران مبتدی معمولا زمانی متوجه آن‌ها می‌شوند که کاملا شکل گرفته‌اند.

در این مقاله به منظور کمک به معامله‌گران در شناسایی به موقع تغییر روندها، به انواع متداول الگوهای بازگشت قیمت پرداخته می‌شود.

رایج‌ترین الگوهای تغییر روند

الگوهای تغییر روند بسیاری وجود دارند که در ادامه تعدادی از متداول‌ترین آن‌ها بیان می‌شوند:

  • سقف‌های دوقلو و کف‌های دوقلو
  • سقف‌های سه‌قلو و کف‌های سه‌قلو
  • سر و شانه و سر و شانه الگوی شکست نزولی معکوس
  • گوه صعودی و گوه نزولی

هر یک از این الگوهای تغییر روند در طول یک دوره معاملاتی چندین مرتبه تشکیل می‌شوند.

اما تشکیل شدن این الگوها به چند ویژگی مختلف بستگی دارد. یکی از این مشخصه‌ها پرایس اکشن است و دیگری نوسانات بازار.

نحوه شناسایی الگوهای تغییر روند

یکی از بهترین روش‌های تشخیص الگوهای تغییر روند، شناسایی آن‌ها از طریق پرایس اکشن است.

پرایس اکشن به معامله‌گر کمک می‌کند که هم تغییر روندها را شناسایی کند و هم ادامه روند را تشخیص دهد.

زمانی که به دنبال سیگنالی مبنی بر تغییر روند هستید، رفتار قیمت پیرامون سقف و کف‌های گذشته، روندهای حمایتی و مقاومتی و سطوح تلاقی اهمیت بسیار بالایی پیدا می‌کند. بعلاوه، الگوهای کندل‌استیک (نمودار شمعی) مانند دوجی، کندل پوششی (Engulfing) یا پین‌بارها می‌توانند اعتبار تغییر روند در حال شکل‌گیری را افزایش دهند.

تمام موارد فوق می‌توانند نشانه‌هایی مبنی بر خستگی حرکت در جهت روند فعلی و تغییر جهت قیمت باشند. معمولا خستگی با یک دوره از حرکات خنثی همراه می‌شود که خود می‌تواند نشانی دیگر از تغییر روند پیش رو باشد.

معامله‌گران فارکس می‌توانند جهت اعتبارسنجی سیگنال‌های تغییر روند، از تعدادی از اندیکاتورها مانند RSI و نوارهای بولینجر نیز استفاده کنند. در این صورت باید در اندیکاتور RSI شرایط اشباع خرید و اشباع فروش را در سطوح ۳۰ و ۷۰ درصدی آن بررسی کنید و یا اینکه میزان انحراف یا گذر قیمت از نوارهای بولینجر را در نظر بگیرید.

همچنین ابزار فیبوناچی انبساطی (Fibonacci Extension) نیز می‌تواند در تحلیل‌های پرایس اکشن مفید باشد. برای مثال، اگر قیمت به سطح ۲٫۶۱۸ درصدی فیبوناچی انبساطی برسد، شرایط برای تغییر روند مساعد است.

چگونه به هنگام تغییر روندها معامله کنیم

زمانی که هر یک از شرایط مذکور سیگنالی برای تغییر روند صادر کردند، بایستی به دنبال حرکت قیمت و شکست سطوح در جهت مخالف باشید.

روش‌های مختلفی برای معامله کردن در شرایط تغییر روند وجود دارد. می‌توان برای بازگشت قیمت به سطح حمایتی یا مقاومتی شکسته شده منتظر ماند و سپس به معامله ورود کرد. یکی از سطوحی که خوب است شکست آن‌ها مد نظر قرار گیرد، شکست خط گردن است.

خط گردن یک ناحیه مورب حمایتی یا مقاومتی یا یک خط روند است. قیمت پیش از شکستن این ناحیه برای مدتی در طول آن حرکت می‌کند. در مثالی از این روش، ما به دنبال ضعیف شدن این خط روند و شکست آن برای شروع یک تغییر روند هستیم تا به دنبال آن یک معامله انجام دهیم.

یک نمونه موقعیت برای معامله”

یک معامله‌گر فارکس در صورت تسلط روی پرایس اکشن می‌تواند به آسانی نواحی مقاومتی اصلی و عدم توانایی قیمت در عبور از آن را تشخیص دهد، که این حالت می‌تواند نشانی از یک تغییر روند در آینده باشد.

فرض کنید یک الگوی سقف دوقلو در انتهای یک روند صعودی و زیر یک منطقه مقاومتی قوی پرایس اکشنی از تایم فریم های بالاتر را مشاهده می کنید، این الگو نشانی از تغییر روند است. همچنین الگوی کندل‌استیک دوجی در همان سقف دوقلو نیز تشکیل شده. بعلاوه به دنبال دوجی، الگوی مرد آویزان (Hanging man) و سپس کندل پوششی نیز شکل گرفته‌اند که همگی تائیدی برای تغییر روند محسوب می‌شوند.

به دنبال تمام موارد فوق، قیمت در ادامه حرکت خود از سقف های دوقلو به سمت پایین(خلاف روند صعودی اخیر) یک منطقه مقاومتی را شکسته و در ادامه قیمت مجددا از زیر به آن منطقه بازگشت نموده است. در این حالت شما می توانید وضعیت بازار را برای تغییر روند مورد بررسی قرار دهید.

این نمونه یک روش محتاطانه برای معامله کردن با استفاده از شکست خط مقاومتی در الگوی سقف دوقلو و تغییر روند است. ممکن است یک معامله‌گر بدون ملاحظه و بی‌پروا از همان ابتدا وارد معامله شود، اما در نظر داشته باشید که خیلی از مواقع شکست سطوح ممکن است کاذب باشد. یکی از مهمترین نکات در استفاده از الگوها این است که بدانید الگوی مورد نظر در نزدیکی یک سطح مقاومتی یا حمایتی قرار گرفته است.برای تشخیص سطوح قوی تغییر روند توصیه می کنیم مقاله” چگونه سطوح قوی تغییر روند را شناسایی کنیم؟ “را مطالعه نمایید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.