فعالیت بلندمدت در بازار


در تحلیل تکنیکال پس از اینکه نمودار به مسیر خود ادامه داد و میزان زیادی از تغییرات قیمت دیده شد، می‌توان متوجه رفتار آن شد و معامله در نقاط سقف و کف که نقاط مهم معامله هستند، امکان‌پذیر نیست.

بازار رقابت کامل

رقابت کامل یک نمونه از رفتار بازار است که به درک کلی مکانیسم قیمت‌ها کمک می‌کند. گرچه در دنیای واقعی هیچ‌گاه نمی‌توان مصداق کاملی از رقابت کامل را یافت؛ ولی می‌توان بازارهائی با شباهت بسیار به رقابت کامل پیدا کرد، و در وراء مطالعه رقابت کامل می‌توان در شرائطی که بازار در رقابت کامل نیست ولی به بازار رقابت کامل نزدیک است آن را تحلیل نمود.
این موضوع کمکی جهت ساده‌سازی تحلیل اقتصادی، مکانیسم قیمت‌ها بوده و مانند حذف اصطلاک در فیزیک است؛ یعنی همانگونه که فرض عدم‌اصطلاک کاملاً غیرطبیعی است؛ ولی باعث ساده‌سازی قوانین سرعت و مکانیک می‌گردد و محقق را در نحوه تصمیم‌گیری در شرایط پیچیده‌تر کمک می‌کند.

فهرست مندرجات

۱ - توصیف اجمالی

[ویرایش]
بازار رقابت کامل را نمی‌توان بدون مباحث مطرح شده توسط آدام اسمیت (۱۷۹۰-۱۷۲۳) توضیح داد. علم اقتصاد قبل از آدام اسمیت زیر مجموعه اخلاق، حقوق و شاید سیاست قرار می‌گرفت. اقتصاد با نظریه دست نامرئی پدر علم اقتصاد به صورت علم جداگانه‌ای پا به عرصه علم نهاد. دست نامرئی بیانگر این مطلب است که اگر دولت به وظایف خود در حوزه‌های امنیت، آموزش و بهداشت بپردازد و در بازار دخالت ننماید، یک دست نامرئی که دیده نمی‌شود به تعدیل شرائط می‌پردازد؛ یعنی اگر منابع تولید در دست عده‌ای خاص نباشد که شرائط تولید را به نفع خود تغییر دهند که به آن انحصار گویند و بازار به گونه‌ای باشد که در آن رقابت به معنای واقعی خود در جریان باشد، هیچ لزومی به دخالت دولت در بازار نمی‌باشد.
مفهوم رقابت کامل از لوازم اقتصاد باز بوده و از مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین مفاهیم اقتصادی به شمار می‌رود. رقابت کامل مفهومی است که در تحلیل اقتصادی، برای بیان نیروهای اساسی مشترک در کلیه بازارها به کار می‌رود.

در این بازار رقابتی که در آن تعداد بسیار زیادی خریداران و تعداد زیادی فروشنده به طور مستقل عمل می‌کنند (با شرائط خاص)، هیچ‌کدام نمی‌توانند بر سطح قیمت تاثیر بگذارند.

۲ - شرایط بازار رقابت کامل

[ویرایش]
بازار رقابت کامل دارای شرایط خاصی است که با آنها شناخته می‌شود؛ نبود همه یا بعضی این شرایط بازار را از حالت رقابت کامل خارج ساخته و به بازار انحصار پیوند می‌دهد:
۱: تعداد فروشندگان (بنگاه‌های تولیدی) بسیار زیاد است؛
۲: کالاهای تولیدشده، همگن و مشابه است؛
۳: ورود به صنعت و خروج از آن برای تولیدکنندگان آزاد است (یا به سهولت انجام می‌شود)؛
۴: تعداد مصرف‌کنندگان بسیار زیاد است؛
۵: اطلاعات کامل درباره بازار در دسترس است؛
۶: هزینه‌ حمل و نقل وجود ندارد؛
۷: انتقال و تحرک منابع تولید به سهولت انجام می‌گیرد؛

[۳] کالوو، پیتر و واگ، ژئو فرنی، اقتصاد خرد، حمیدرضا ارباب، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۴، چاپ اول، ص۱۶۳-۱۶۴. .


۸: در بازار رقابت کامل میزان تولید تاثیری بر قیمت ندارد (یعنی افزایش تولید قیمت بازار را کم نمی‌کند)؛ زیرا قیمت توسط بازار دیکته می‌شود و تولیدکننده می‌تواند تمام یا هر مقدار از کالای خود را در این قیمت (نه قیمت بیشتر) بفروشد.


دلیل این که قیمت توسط بازار دیکته می‌گردد این است که چون تعداد تولیدکنندگان، بسیار زیاد است، اگر هزینه تولید نسبت به درآمد زیاد باشد (یعنی سود برای تولید وجود داشته باشد) با توجه به اینکه ورود به تولید برای دیگران هم ممکن است، تولیدکنندگان بیشتری وارد بازار تولید شده و سبب کاهش سود تا نزدیکی صفر خواهندشد.
در نتیجه هزینه‌ی تولیدکننده با درآمدی که به دست می‌آورد اختلاف کمی دارد. این مسئله باعث کارآیی در تولید و دیکته قیمت در هزینه‌ای نسبتا کمتر از درآمد تولیدکننده توسط بازار خواهد شد، این فرایند در دو حالت کوتاه‌مدت و بلندمدت قابل تفکیک است.

حالت مقابل رقابت کامل، انحصار کامل است که در آن تولیدکننده عنان قیمت و مقدار تولید را در اختیار دارد. معمولاً هر انحرافی از شرائط رقابت کامل باعث انحصار خواهد شد و هر قدر شدت این انحراف بیشتر باشد میزان انحصار شدیدتر خواهد بود.

۳ - منحنی تقاضای بازار رقابت کامل

[ویرایش]
از آنجایی که دربازار رقابتی هر بنگاه بخش کمی از تولید یک صنعت را در اختیار دارد و تولیدش تاثیری در قیمت بازار ندارد لذا هر بنگاه گیرنده قیمت بوده و منحنی تقاضای آن به صورت خطی افقی است که از قیمت بازار رسم می‌شود.

[۷] دادگر، یدالله، و رحمانی، تیمور، مبانی و اصول علم اقتصاد، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۴، ویرایش دوم، ص۱۷۲.

به عبارت دیگر در بازار رقابتی هر بنگاه می‌تواند هر مقداری را که تولید می‌کند با قیمت بازار بفروشد این در حالی است که تقاضای بازار دارای شیب منفی است زیرا با افزایش قیمت مصرف کنندگان کالای کمتری را می‌خرند.

۴ - منحنی عرضه بازار رقابت کامل

[ویرایش]
برای به دست آوردن منحنی عرضه یک بنگاه در بازار رقابتی به هزینه‌های متوسط نگاه می‌شود. اگر قیمت کمتر از حداقل هزینه متوسط متغیر باشد بنگاه تولید را متوقف خواهد کرد؛ زیرا تولید بنگاه نه تنها هزینه ثابت بلکه هزینه متغیر را نیز تامین نمی‌کند. اگر قیمت بیشتر و یا حداقل برابر هزینه متوسط متغیر باشد موسسه در کوتاه مدت به تولید ادامه می‌دهد. با توجه به این دو نکته منحنی عرضه بنگاه در کوتاه مدت به صورت زیر خواهد بود.
منحنی عرضه یک صنعت نیز از جمع افقی منحنی‌های عرضه بنگاه به دست می‌آید. اما در بلند مدت و در بازار رقابت کامل، قیمت کالا در یک صنعت در سطحی قرار می‌گیرد که سود اقتصادی بنگاه صفر می‌شود و به عبارتی در حالتی فعالیت می‌کند که روابط زیر برقرار باشد:
SAC=SMC= LAC= LMC= P

سرمایه گذاری کوتاه مدت یا بلند مدت در بورس؟

به نام خدا سلام علی صابریان هستم، امروز می‌خواهم در مورد موضوع مهمی به نام سرمایه گذاری کوتاه مدت و یا بلند مدت صحبت کنم، اینکه کدام یک برای سرمایه گذاری بهتر است؟ این فایل به افرادی که در بورس ایران و دیگر بازارهای سرمایه گذاری خارج از ایران می‌خواهند سرمایه گذاری کنند کمک می‌کند. قبل از اینکه شروع به تعریف سرمایه گذاری کوتاه مدت و بلند مدت را صحبت کنم، اینکه ما در کوتاه مدت معمولا (مثلا کمتر از یک ماه) می‌گوییم، یا مثلا به نام های نوسان گیری چند دقیقه ای انجام می‌شود. در این تعریفی که ما از کوتاه مدت داریم معمولا بازه کمتر از یک ماه را می‌گوییم و بعد از آن سرمایه گذاری بلند مدت است که بازه بیشتر از ۶ ماه را می گوییم و بین این (۱ تا ۶ ماه) را سرمایه گذاری میان مدت می‌گوییم. البته در تعاریفی کلا سرمایه گذاری بلند مدت را سرمایه گذاری بالای حتی ۵ یا ۱۰ سال می دانند؛ یعنی فردی که سرمایه گذاری می‌کند به عنوان سهامدار شرکتی و سهام شرکتی را چندین سال نگه می‌دارد و افرادی در بورس می‌شناسم که دقیقا به این شکل که مثلا شاید ۱۵ یا ۲۰ سال است که سهام میخرند و نمی‌فروشند و از سود سهامم استفاده می‌کنند و سودهای خیلی خوبی هم برد داراست.

فهرست این مقاله

سرمایه گذاری بلند مدت یا کوتاه مدت؟

من می‌خواهم در مورد این که کدام را ما انتخاب کنیم صحبت کنم (بلند مدت یا کوتاه مدت) و کدام مناسب تر است. اولین موضوعی که باید به آن توجه کنیم این است که موضوع چند سمت دارد و مثل هر موضوعی اینطور نیست که من بگویم سرمایه گذاری بلند مدت همیشه بهتر است یا یک سرمایه گذاری کوتاه مدت همیشه بهتر است. چند سمت دارد که با توجه به آن سمت‌ها و جهت‌ها پارامترهایی که در این موضوع دخالت دارند، ما انتخاب می‌کنیم که سرمایه گذاری بهتر است. من سمت‌ها را می‌گویم که ۲ سمت دارد، یکی من شخص سرمایه گذار (مثلا من علی صابریان، یا شما که قصد سرمایه گذاری دارید)، این به خود من برمی‌گردد، مثل روحیات و زمان من که می‌خواهم برای سرمایه گذاری بگذارم مثل سطح تحمل استرس، اینکه چقدر من می‌توانم در بازار استرس تحمل کنم؟ من با یک فرد دیگری متفاوت هستم. مثل سرمایه‌ای که به بازار می‌آورم. من چقدر سرمایه در بازار دارم و می‌خواهم بیاورم؟ مثل ریسک پذیری و ریسک گریزی من که چقدر من می‌توانم ریسک تحمل کنم، این سرمایه‌ای که می‌آورم را چقدر می‌توانم روی آن ریسک کنم؟ این‌ها چیزهایی است که به من سرمایه گذار بر می‌گردد؛ اما در سمت دیگر ما بازار را داریم. شامل شکل نوسانات بازار می شود، نوع نقد شوندگی، مدتی که این بازار باز است و می شود در آن معامله کرد (خصوصیات بازار). پس شد دو قسمت:

یک فرد سرمایه گذار مثل روحیات، زمان سطح تحمل و استرسم، ریسک پذیری، سرمایه‌ام دو بازار که شامل شکل بازار است مثل نوسانات و نقد شوندگی. خیلی از افرادی که در بازار بورس می‌خواهند سرمایه گذاری کنند، می بینم که بعد از چند سال دل سرد شده‌اند، این تجربه چند ساله من از سرمایه گذاری در بورس است. دنبال ریشه این موضع هستم که چرا این اتفاق می‌افتد، ویکی از مهمترین دلیل‌های آن را می‌خواهیم در این فایل متنی برسی کنیم و خیلی از افرادی که در بازار موفق هستند، چندین سال (بیش از ۵ یا ۱۰ سال) که در بورس موفق هستند و نگاهی به سرمایه گذاری کوتاه مدت و بلند مدت را فهمیده‌اند و می خواهم در آن مورد صحبت کنم. تفاوت بسیار زیادی بین افرادی که در بازار بورس موفق هستند (برندگان و بازندگان) است، به خصوص در موضوع دید کوتاه مدت و دید بلند مدت، پس بادقت این مبحث را بخوانید. تا اینجا گفتیم ک من دو سمت دارم، من سرمایه گذار و بازار. من سرمایه گذار روحیاتم چه چیزهایی است؟ آیا من استرس را می توانم تحمل کنم؟ وقتی من به سمت سرمایه گذاری کوتاه مدت می روم، سطح استرسی که باید تحمل کنم بالا می رود، فشار روانی روی من زیاد می‌شود و به همین دلیل ما در بازارهای پر نوسان و بازارهایی که در آن نوسان گیری زیاد است.

نقش روانشناسی در سرمایه گذاری

در آن بازارها می بینیم که خیلی کتاب ها در مورد کنترل احساسات، روانشناسی شخصی نوشته می‌شود. چون به شدت احساسات شما درگیر می‌شود، نوسانات احساسی دارید، خوشحالی، ناراحتی، غم، غصه، طمع و. همه این احساسات در سرمایه گذاری کوتاه مدت سمت شما می‌آید. من چقدر می توانم این استرس ها را تحمل کنم؟ (هر آدمی یک باطری دارد) هر بار که من یک استرسی تحمل می کنم در معاملات، بخشی از این باطری تخلیه می‌شود. پس من آدمی نیستم که بتوانم خیلی استرس های زیاد و پشت سر هم تحمل کنم، خیلی نوسانات احساسی زیاد را پشت سر هم تحمل کنم، بهتر است از سمت سرمایه گذاری کوتاه مدت به سمت سرمایه گذاری بلند مدت بروم. من چه سرمایه را وارد بازار کرده‌ام؟ اگر من سرمایه‌ای وارد بازار کرده‌ام که بخش بزرگی از زندگی من است و بخش زیادی از سرمایه من است قطعا ریسک پذیری زیادی نخواهم داشت، ریسک گریز خواهم بود ریسک سرمایه گذاری کوتاه مدت به مراتب از ریسک سرمایه گذاری بلند مدت بیشتر است. پس من اگر سرمایه سنگینی آوردم و این سرمایه را می خواهم حفظ کنم، نگاه بلند مدت به سرمایه گذاری برای من می تواند موفقیت بیشتری به همراه آورد تا کوتاه مدت و به Investor مقایسه‌ای اگر بخواهم من کوتاه مدت و بلند مدت را داشته باشم، معمولا به بلندمدت‌ها می‌گویند Trader کوتاه مدت‌ها می گویند:

به این صورت نیست که فردی در لحظه هم تریدر هم اینوستور باشد. یک طیفی دارد؛ یعنی من بخشی ترید می کنم و بخشی اینوستوری کنم. یک طیفی است که در یک بازه (در یک نقطه) از صفر تا صد، ۱۰۰ اینوستور و ۰ تریدر است و یک بازه‌ای این وسط من بر حسب دیدگاهی که دارم قرار می گیرم. این بازار را شما باید درست انتخاب کنید. دلیل این که خیلی ها در بازار بورس موفق نمی‌شوند و با ضرر خارج می‌شوند این است که دقیقا جای درست این بازه قرار نگرفته اند؛ و هدف ما این است که شما جای درست خودتان را پیدا کنید و چقدر به سمت هرکدام بروید. معمولا تریدرها (کسانی که معامله می کنند) دسته بندی دارند. افرادی که خیلی نوسان گیری بالا کار می کنند، افرادی که تایم بیشتری کار می‌کنند. در تریدرها از کسانی که خیلی نوسان گیری می‌کنند تا کسانی که کمتر، بیس تحلیل شان به تحلیل تکنیکال بر می گردد. من هم تحلیلگر تکنیکال هستم و بُعد تحلیل تکنیکالم خیلی پر رنگ تر است و خودم را برتر می دانم؛ اما من که تحلیلگر تکنیکال هستم و با شما صحبت می کنم بیشتر از مزایای سرمایه گذاری بلند مدت می گویم. در سرمایه گذاری بلند مدت ما در این طیف صفر تا صد از سمت سرمایه گذاری تریدینگ به سمت اینوستینگ چیزی که داریم این است که تحلیل تکنیکال در همه این طیف است، (اینوستور هم استفاده می کند، تریدر هم استفاده می کند) اما سمت تریدرها تحلیل تکنیکال خیلی پر رنگ تر از اینوستور بلند مدت است.

پس من هنگامی که در سرمایه گذاری ابزاری استفاده می کنم، در تریدینگ معمولا تحلیل تکنیکال پر رنگ است، در تحلیل بنیادی کمرنگ تر است، در بلند مدت فاندامنتال پر رنگ تر می‌شود و تکنیکال کمرنگ‌تر (هر دو همیشه لازم هستند). طوری نیست که بگوییم اصلا در سرمایه گذاری بلند مدت به تحلیل تکنیکال نیاز ندارم و در سرمایه گذاری کوتاه مدت به تحلیل فاندامانتال نیاز ندارم. از دیگر ویژگی‌های سرمایه گذاری بلند مدت و کوتاه مدت می توان اشاره کرد، افرادی که سرمایه گذاری کوتاه مدت دارند (تریدرها) خیلی باید درگیر باشند، مادام باید از شرایط بازار باخبر باشند، از اتفاقات بازار باخبر باشند، نمودارها را برسی کنند، تحلیل و تحقیق کنند و تقریبا ما به آن‌ها می گوییم که خیلی باید مستمر در بازار باشند، یعنی حالت فول تایم و درگیر بازار باشند. ولی در اینوستور نیازی به درگیری بازار بودن ندارند. شما یک سرمایه گذاری بلند مدت خواهید داشت و در بلند مدت سرمایه گذاری می‌کنید. نکته مهم این که اشتباه نکنید، خیلی‌ها فکر می کنند تریدینگ سود بیشتری از اینوستینگ دارد، یعنی سرمایه گذاری بلند مدت سود کمتری دارد. اصلا چنین چیزی نیست! در خیلی موارد سرمایه گذاری بلند مدت سود بسیار بیشتری می‌دهد. چیزی که در تریدینگ بیشتر است شما سود بیشتر در کوتاه مدت می توانید به دست آورید و همانطور هم میتوانید ضررهایی در کوتاه مدت داشته باشید.

گرچه فردی که مستمر در حال تریدینگ است، ممکن است سود کمتری از فردی که اینوستینگ می کند به دست آورد؛ مثلا ما تحلیلگری داشتیم که مادام خرید و فروش در بازار مثبت داشته است و در بازار مثبت توانسته است در سال ۳۰ یا ۴۰ درصد سود بگیرد، از طرفی هم یک اینوستور در همین بازه یک ساله سهمی را خریده است مثلا در مدت یک سال ۱۵۰ درصد سود بگیرد (رشد خیلی خوب) الزاما این نیست که من بگویم شورت‌ها سود بیشتری دارند، خیر! خیلی موارد لانگ‌ها سود بیشتری دارند. پس تا اینجا برسی شد که به کوتاه مدت‌ها تریدر می‌گوییم و می خواهند در بازه کوتاه تری سود کنند، بلند مدت‌ها در بازه بلند تری، کوتاه مدت‌ها خیلی از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند و بعد تجلیل تکنیکال در آن‌ها پر رنگ‌تر از فاندامانتال است، بلند مدت‌ها تحلیل فاندامانتال پر رنگ تر از تحلیل تکنیکال است و همچنین برسی شد که چند سمت دارد، من سرمایه گذار و بازار. برسی شد بر حسب روحیات سرمایه گذار باید انتخاب کنم که اگر ریز گریز هستم و یا استرس را نمی توانم تحمل کنم باید به سرمایه گذاری بلند مدت مراجعه کنم؛ و از طرفی هم بازار هم مقصر است. بازار بورس ایران به نظر من خیلی می طلبه به سمت سرمایه گذاری لانگ رفت (بیشتر از ۱ سال، ۶ ماه و.).

پس یادمان باشد که در بورس ایران هم شرایط نوساناتش و نقد شوندگی اش شاید در سمت بلند مدت بیشتر باشد، شاید بازارهای پر نوسانی مثل بازارهای جهانی، سرمایه گذاری کوتاه مدت تر در آن جذاب‌تر باشد. ولی فردی که در بازارهای جهانی فعالیت می کند و اگر روحیات سرمایه گذاری کوتاه مدت را ندارد بهتر است همان جا هم بلند مدت فعالیت کند. از کجا بفهمیم که ما رو این روحیات را دارا هستیم؟ اگر در بازار می بینید که در بازار غمگین، شاد، عصبانی، ناراحت و یا تصمیم می‌گیرید در بازار منفی بورس را رها کنید، این نشانه‌هایی است که در جای درستی قرار نگرفته اید و باید شیوه سرمایه گذاری خود را تغییر دهید؛ مثلا اگر کوتاه مدت هستید باید به سمت بلند مدت بروید. چیزی که من فهمیدم در دانشجویان این که من می بینم بیش از ۹۰ درصد افراد در ایران مناسب این است که به سمت سرمایه گذاری میان مدتی و بلند مدتی بروند و شاید خیلی درصد کمی روحیات این را داشته باشند که در ایران سرمایه گذاری کوتاه مدت را انجام دهند؛ اما چیزی که ما در واقعیت داریم این که ۹۰ درصد افراد مایل به سمت شرت‌ها آمدن هستند.

دو تصور اشتباه در بورس:

یک اینکه من به دنبال هیجان و سرمایه گذاری کوتاه مدت در بورس هستم، دو اینکه سرمایه گذاری بلند مدت خسته کننده است. این دو تصور باعث می‌شود که افراد خیلی با اینکه ۹۰ درصد باید سرمایه گذاری بلند مدت انجام دهند و بازار می طلبد که در بلند مدت باشند، اما با این ۲ تصور اشتباه به سمت سرمایه گذاری کوتاه مدت می‌روند و آنجا شکست می خورند. «نکته اول: بازارهای مالی جای هیجان نیست!» هر کس در این بازارها حتی در کوتاه مدت موفق است دلیل دارد، اصلا این بازارها جای اتفاقات هیجان انگیز و هیجان (هیجان منفی) نیست. افراد باید خیلی نسبت به سودهایی که می کنند باید بی احساس باشند؛ مثلا من اگر سود یا حتی ضرر می کنم باید بی احساس باشم. چون این احساسات وقتی نوسان زیادی می کند، وقتی خیلی در سودها خوشحال می‌شوم، در ضررها خیلی ناراحت خواهم شد و این تاثیر زیادی روی معاملات من خواهد داشت. پس تصور اشتباه اول، من به دنبال هیجان هستم، در بازار جای هیجان نیست. کسی با هیجان در بازار بورس موفق نمی‌شود. مورد دوم، سرمایه گذاری بلند مدت خسته کننده است، شما نیامده اید که سرمایه گذاری برای هیجان کنید که خسته نشوید و. سرمایه گذاری فعالیتی است که نیاز به زمان دارد، به خصوص سرمایه گذاری بلند مدت.

از ویژگی‌های مثبت سرمایه گذاری بلند مدت هدیه دادن وقت آزاد بسیاری است که شما دور از استرس باشید و فرصت داشته باشید به زندگی شخصی خودتان با کیفیت برسید، حتی اگر دنبال هیجان هستید در بازار بورس جایی ندارد. دیگر جاهایی دیگر زندگی که سرمایه درگیر نیست به دنبال هیجان باشید. توی بورس اصلا نباید به دنبال هیجان بود، اتفاقا سرمایه گذاری بلند مدت، ویژگی بسیار خوبی دارد که مدام شما را درگیر نمی کند. تریدینگ نیاز به مدام پای سیستم بودن، معامله و خرید و فروش با ذهن درگیر دارد. ولی اگر من به سمت سرمایه گذاری بلند مدت می روم، یعنی مثلا اگر سهمی خریداری می کنم، تحلیل فاندامنتال انجام داده‌ام، یا تحلیل تکنیکال انجام داده‌ام و می‌خواهم این سهم را ۳، ۴، ۶ و. نگه‌داری کنم و می دانم که روند رو به رشد خوبی دارد و سودهای خیلی خوبی معمولا بالای ۱۰۰ درصد در این نوع سرمایه گذاری است. ممکن است من سهمی را خریداری کنم، ۶ ماه یا ۱ سال رشدی نکند ولی در ۴ یا ۵ ماه رشد ۱۰۰ درصدی داشته باشد. معمولا این سودها را تحلیلگرهای فاندامنتالی که توی قیمت مناسب تکنیکالی خرید کرده اند می‌برند. یادتان باشد که من یک تحلیلگر تکنیکال هستم و باید بیشتر از سرمایه گذاری کوتاه مدت دفاع کنم ولی یکی از تجربیات ارزشمندم این بوده است که سرمایه گذاری بلند مدت در بورس ایران و مطابق با شخصیت بسیاری از سرمایه گذارها، بیشتر سرمایه گذاری بلند مدت جواب می دهد و احتمال موفقیت بالاتری می‌شود.

برسی کردیم که سرمایه گذاری کوتاه مدت چند سمت دارد، من سرمایه گذار و بازار، بیشتر افراد روحیات، زمان، سطح توان، استرس و. به نوعی است که باید به سمت سرمایه گذاری بلد مدت بروند و می طلبد که از تحلیل فاندامانتال بیشتر استفاده کنیم (در کنار تحلیل تکنیکال) و به همین دلیل ما در دوره نخبگان بورس تحلیل فاندامانتال در کنار تحلیل تکنیکال آموزش می دهیم. هر چند خیلی‌ها می گویند که تحلیل تکنیکال بسیار با هیجان تر است. ما می گوییم اگر می خواهید در بازار بورس بمانید و از این بازار واقعا سود بدست آورید باید از تحلیل فاندامانتال استفاده کنید، چون روحیات اکثر شماها به سمت یک اینوستور می روند نه یک تریدر و اگر بخواهید جایگاه یک تریدر باشید خسته می‌شوید، روزی خسته می‌شوید و از این بازار بیرون می روید. من همیشه از این بازار ناراحت بودم و هستم که چرا عده‌ای وارد بازار بورس می‌شوند و جایگاه تریدر نیستند و در جایگاه تریدر قرار می گیرند و بعد از مدتی بورس را رها می کنند و از طرفی می بینم افرادی که توانسته اند جایگاه درستی انتخاب کنند، به سمت سرمایه گذاری میان مدت و بلند مدت رفته اند و در این بازار موفق هستند. آن دسته از افرادی که موفق نیستند همین نکته را نمی دانند که جای درستی قرار نگرفته اند، یعنی تریدر نیستند و دارند تریدر می کنند و باید به سمت اینوستورها بروند. امیدوارم این تجربه که یکی از با ارزش ترین تجربه‌های من در بازار بورس است و خودم این تجربه را بسیار ارزشمند می دانم به گوش بیشتر سرمایه گذارهایی که کمتر از ۲ یا ۳ سال است که وارد بورس شده اند و به خاطر اتفاقات، پتانسیل این را دارند که بورس را کنار بگذارند و این اتفاق برسد و آن‌ها هم جز برنده‌های این بازار قرار بگیرند. امیدوارم که این فایل متنی کمک کند که ما بازار سرمایه گذاری بهتری داشته باشیم و سرمایه گذارهای بسیار بهتری در این بازار داشته باشیم.

ممنون از توجه شما، دوستدار شما علی صابریان.

چطور با تخفیف کارمزد در صرافی های ارز دیجیتال ثبت نام کنیم؟

نام صرافی تخفیف کارمزد IP خارج از ایران لینک ثبت نام
کوکوین دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کوینکس
دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت پین
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
آبان‌تتر دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت 24
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
نوبیتکس
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.

برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت

سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت

اکثر افرادی که وارد بازار سرمایه می شوند، اولین سوالی که می فعالیت بلندمدت در بازار پرسند این است که سهام خریداری شده را بعد از چه مدت باید بفروشیم و یا اینکه آیا هر روز باید تابلو معاملاتی را رصد کنیم؟ پاسخ این سوالات را باید در نوع استراتژی افراد جستجو کنیم؛ چراکه شخصیت و نوع نگرش افراد به بازار سرمایه می تواند متفاوت باشد و یک نسخه کلی نمی توان برای همه افراد در نظر گرفت. در واقع، برخی از افراد شخصیت معامله گر و برخی دیگر شخصیت سرمایه گذاری دارند و هرکدام از آن ها می توانند با توجه به نوع دیدگاه خود موفق باشند. از طرف دیگر، مفهوم سرمایه گذاری نیز بازه های مختلفی دارد و هرکدام از آن ها را بایستی به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. بنابراین در این مقاله، سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت را به شما معرفی می کنیم.

انواع سرمایه گذاری

انواع سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت

همانطور که گفته شد، شخصیت و استراژی افراد در نوع سرمایه گذاری آن ها کاملا تاثیرگذار است و پیش از انجام هرگونه سرمایه گذاری، بایستی سطح ریسک پذیری و هدف افراد از انجام معاملات در بازار سرمایه مشخص شود. به طور کلی، بازه های زمانی سرمایه گذاری در بازار سهام را می توان به سه دسته سرمایه گذاری بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم کرد که در ادامه هرکدام از آن ها را به شکل مجزا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

سرمایه گذاری بلند مدت

بسیاری از افراد همواره به دنبال مقایسه سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت هستند و این موضوع هواداران خاص خود را دارد و هرکدام از آن ها نیز دلایل محکمی دارند. فعالان بازار برای مقایسه بازه های زمانی سرمایه گذاری نیز اعداد مختلفی می گویند و این موضوع به نوع دیدگاه و نگرش آن ها بستگی دارد؛ اما به طور کلی، مدت زمان سرمایه گذاری بلندمدت را بیش از یک سال می دانند و برخی دیگر این مدت را بالای سه سال در نظر می گیرند.

یکی از تفاوت های سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت به این شکل است که در سرمایه گذاری بلندمدت لازم نیست به طور روزانه تابلو معاملاتی و سهام خود را بررسی کنند و افرادی که شخصیت معامله گر ندارند، استراتژی سرمایه گذاری بلندمدت بهترین گزینه برای آن هاست و یکی از مفاهیمی که در سرمایه گذاری بلندمدت کاربرد دارد، موضوع خرید و فروش پله ای است و افرادی که قصد فعالیت بلندمدت در بازار سرمایه گذاری در سهام یک شرکت با بنیاد خوب را دارند، از این روش برای معاملات خود استفاده می کنند و پس از تکمیل شدن مراحل خرید، سهام خود را برای یک مدت طولانی نگه می دارند.

به عنوان مثال، یک فرد سرمایه گذار، پس از بررسی دقیق عملکرد و سودآوری یک شرکت تولید کننده فولاد، به این نتیجه رسیده است که سهام آن برای سرمایه گذاری بلندمدت می تواند مناسب باشد؛ به همین دلیل با استفاده از خرید و فروش پله ای، اقدام به خرید در بازه های زمانی مختلف می کند و بر فرض مثال وقتی که سهام شرکت 1000 تومان است، یک پله خرید می کند و اگر قیمت آن پایین تر آمد، پله های بعدی را خرید می کند تا میانگین آن کمتر شود و پس از تکمیل فرآیند خرید، برای بازه طولانی مدت سهامداری می کند تا قیمت سهام شرکت مذکور به ارزش ذاتی خود برسد.

نکته: همانطور که اشاره شد، سرمایه گذاری بلندمدت در بین فعالان بازارهای مالی نیز، تعاریف مختلف دارد و برخی افراد آن را بیش از یک سال و برخی دیگر نیز، سرمایه گذاری بلندمدت را بالای سه سال می دانند.

سرمایه گذاری میان مدت

سرمایه گذاری میان مدت

علاوه بر سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت، نوع دیگری از سرمایه گذاری تحت عنوان «میان مدت» وجود دارد. بازه زمانی سرمایه گذاری میان مدت را معمولا بین 2 تا 6 ماه فعالیت بلندمدت در بازار در نظر می گیرند و بسیاری از افراد، هدف این سرمایه گذاری را دریافت سود یک بازار و انتفال سرمایه به بازارهای موازی (طلا، ملک، خودرو و. ) می دانند. در این نوع سرمایه گذاری، برخلاف سرمایه گذاری بلند مدت، سرمایه گذار بعد از هر رشد قیمتی همراه بازار به اصلاح قیمت نمی رود و سریعا سرمایه خود را به بازار یا سهام دیگر وارد می کند تا از رشد دوباره قیمت سود دریافت کند. سرمایه گذاری های میان مدتی، تخصصی بیشتر از سرمایه گذاری های بلند مدت نیاز دارند و افرادی که این استراتژی را دنبال می کنند، باید بین بازار ها یا سهام بتوانند جابجا شوند.

در واقع، سرمایه گذاری میان مدت، حدفاصل سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت است و افرادی که به هر 2 مورد سرمایه گذاری و معامله گری علاقه مند هستند، این گزینه می تواند پیشنهاد خوبی برای آن ها باشد.

سرمایه گذاری کوتاه مدت

نوع دیگر سرمایه گذاری، کوتاه مدت نام دارد و فعالان بازار سرمایه، تعاریف متفاوتی از این نوع سرمایه گذاری دارند؛ برخی از افراد معتقدند که اگر بازه زمانی سرمایه گذاری کمتر از یک ماه باشد، در دسته کوتاه مدت قرار می گیرد. برخی دیگر بر این باورند که سرمایه گذاری کوتاه مدت کمتر از یک هفته است و افرادی که این استراتژی را سر لوحه کار خود قرار داده اند بایستی به طور روزانه معامله کنند. اما اغلب افراد سرمایه گذاری که بازه زمانی آن کمتر از 2 ماه باشد را کوتاه مدت می دانند و بالای 2 ماه را در دسته میان مدتی ها قرار می دهند.

این نوع سرمایه گذاری برای کسب سود از یک بازار یا سهم در حد چند درصد است و نیاز به تخصص بالا در تحلیل تکنیکال دارد و باید نقاط ورود و خروج و مخصوصا حد ضرر کاملا مشخص باشد. سرمایه گذاری کوتاه مدتی ریسک بیشتری دارد و تعداد معاملات هم بیشتر است و در صورتیکه تخصص کافی داشته باشید سرمایه گذاری کوتاه مدت می تواند بازدهی خوبی داشته باشد.

مهمترین نکته در سرمایه گذاری کوتاه مدت، نوع شخصیت افراد است؛ در واقع، به دلیل استرس و اضطراب های نوسانگیری و سرمایه گذاری کوتاه مدتی، هر فردی نمی تواند این کار را ادامه دهد و به دلیل نوسانات بازار سرمایه، همواره باید تابلو معاملاتی را رصد کند تا در کوتاه ترین زمان ممکن بتواند بهترین تصمیم را بگیرد.

مقایسه سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت

در بخش های بالاتر، جزییات مربوط به سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت را به شما معرفی کردیم؛ اما سوالی که پیش می آید این است که کدام نوع سرمایه گذاری مناسب تر است و می تواند بیشترین بازدهی را برای سرمایه گذاران خلق کند؟ برای پاسخ به این سوال بایستی عوامل مختلفی را مورد بررسی قرار دهیم.

نقش تورم در سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت

سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت را بایستی با توجه به ساختار اقتصاد ایران بررسی کنیم؛ چراکه به دلیل تحریم های اقتصادی، کسری بودجه و رشد نقدینگی، اقتصاد ایران همواره در سال های اخیر با تورم همواره بوده است و قیمت ریالی دارایی های مختلف از جمله سهام، به دلیل افت ارزش ریال بالا رفته است. بنابراین، یک سرمایه گذار بلندمدت حتی بدون دانش تحلیلی و صرفا با خرید سهام یک شرکت و سپس نگه داشتن آن می تواند سود کند.

تجربه ها نشان داده است در مواقعی که تورم جامعه به شدت بالاست، فروختن سهام نمی تواند استراتژی مناسبی باشد و اصطلاحا گفته می شود که سرمایه گذاران کوتاه مدتی از رشد قیمت ها عقب مانده اند و در مقایسه سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت در جوامع تورمی، معمولا استراتژی بلندمدتی می تواند بازدهی بیشتری داشته باشد.

به عنوان مثال، یک سرمایه گذار میان مدتی را در نظر بگیرید که سهام خود را در یک بازه شش ماهه با 15 درصد سود فروخته است؛ در نگاه اول، یک فرد موفق محسوب می شود که معامله خوبی داشته است؛ اما اگر ساختار تورمی اقتصاد ایران را در نظر بگیریم که در برخی از مواقع، تورم های 50 درصدی را تجربه کرده است، متوجه می شویم که عملکرد این فرد، آنچنان که نشان می دهد نیز موفق نبوده است. اما در طرف مقابل، سرمایه گذار بلندمدتی را در نظر بگیرید که بدون توجه به نوسان های کوتاه مدتی و میان مدتی، سهام در اختیار خود را حفظ کرده است و در دوره های تورمی، تمامی سودها و افزایش قیمت ها را تجربه کرده است.

بنابراین، بورس ایران که تحت تاثیر یک اقتصاد تورمی است را نباید با بورس های سایر کشورها که در یک اقتصاد آرام و تورم تک رقمی فعالیت می کنند، مقایسه کرد و تجربه ها حاکی از این نکته است که سهامداران بلندمدتی که سهام خود را برای چندسال نگهداری کرده اند، عملکردهای بسیار عالی و چشمگیر خلق کرده اند.

شخصیت سرمایه گذاری

شخصیت سرمایه گذاری

بارها و بارها به این نکته اشاره کردیم که نوع شخصیت افراد در دیدگاه و فعالیت سرمایه گذاری آن ها کاملا تاثیرگذار است و پیش از اینکه از سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت صحبت می کنیم، باید مشخص کنیم که نوع ریسک پذیری افراد به چه شکل است و آیا این فرد شخصیت سرمایه گذاری دارد یا معامله گری؟

جمع بندی

افرادی که وارد بازار سرمایه می شوند، سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت را با یکدیگر مقایسه می کنند و اولین سوالی که می پرسند این است که تا چه مدت بایستی سهام خود را نگهداری کنیم؟ در واقع این سوال بیانگر دید سرمایه گذاری افراد است و به طور کلی بازه زمانی سرمایه گذاری را می توان به 3 دسته بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم کرد و فعالیت بلندمدت در بازار هرکدام از آن ها نکات خاص مربوط به خود را دارد و برای کسی که ریسک پذیرتر است و می تواند معاملات زیادی انجام دهد، سرمایه گذاری کوتاه مدت گزینه بهتری است و این فرد به طور مداوم باید نمودارهای قیمتی سهم ها و تابلومعاملاتی را زیر نظر داشته باشد.

در طرف مقابل، برای مقایسه سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه مدت، بایستی ساختار تورمی اقتصاد ایران را در نظر گرفت؛ چراکه تجربه ها نشان داده است فعالیت بلندمدت در بازار با بالا رفتن سطح عمومی قیمت دارایی ها، بسیاری از نوسانگیران و سرمایه گذاران کوتاه مدتی و میان مدتی از بازار عقب می مانند و نمی توانند ارزش پول خود را نسبت به تورم موجود در جامعه حفظ کنند. از طرف دیگر، سرمایه گذاران کوتاه مدتی نیاز شدیدی به استفاده از تحلیل تکنیکال و تشخیص روندها و همچنین بهترین نقاط ورود و خروج برای سرمایه گذاری دارند و افراد بایستی این موضوع را در نظر بگیرند.

معایب تحلیل تکنیکال برای سودآوری بلندمدت در بازار سرمایه

معایب تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یکی از روش‌های تحلیل بازار سرمایه است که از گذشته در سراسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گرفت. برای آشنایی بیشتر با تحلیل تکنیکال می‌توانید مقاله تحلیل تکنیکال چیست و چگونه می‌شود از آن استفاده کرد؟ را بخوانید. این روزها درصد زیادی از فعالین بازار سرمایه در ایران از این تحلیل استفاده می‌کنند؛ اما در سایر کشورهای پیشرفته تحلیل تکنیکال را به روشی که امروزه مرسوم است قدیمی و ناکارآمد می‌دانند و استفاده از آن منسوخ شده است. باتوجه به این موضوع در مقاله پیش‌رو به برخی معایب تحلیل تکنیکال پرداخته شده است.

معایب تحلیل تکنیکال

سرمایه‌گذاران زیادی در ایران بازار سرمایه را با استفاده از تحلیل تکنیکال بررسی می‌کنند؛ زیرا تحلیلی قابل‌فهم، ساده و سریع است. اما حرفه‌ای‌های بازار سرمایه که توانسته‌اند سالیان متوالی در این بازار فعالیت کنند و سودهای زیادی را در بلندمدت به‌دست آورند، از این تحلیل استفاده نکرده‌اند. همچنین الگوهای تحلیل تکنیکال در بازار مالی دنیا از سال 1970 میلادی تاکنون به‌روز نشده است و با پیشرفت علم و تکنولوژی، روش‌های جدید و کارآمدتری برای تحلیل بازار سرمایه جایگزین آن شده است. عدم رشد و توسعه تحلیل تکنیکال باعث شد تا این تحلیل امروزه در دنیا کاربرد کمی داشته باشد. اکنون باید دید نکات مهم در تحلیل تکنیکال چیست و چرا نباید از تحلیل تکنیکال استفاده کرد؟

تحلیل تکنیکال، تحلیل پس از واقعه است

یکی از مهم‌ترین معایب تحلیل تکنیکال این است که تحلیل تکنیکال، تحلیل پس از واقعه است. به این معنی که در تحلیل تکنیکال وقتی الگویی شکل می‌گیرد باید دید این الگو در برخورد با خطوط حمایت و مقاومت چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا روند خود را ادامه می‌دهد یا خطوط را شکسته و تغییر روند خواهد داشت؟

در تحلیل تکنیکال پس از اینکه نمودار به مسیر خود ادامه داد و میزان زیادی از تغییرات قیمت دیده شد، می‌توان متوجه رفتار آن شد و معامله در نقاط سقف و کف که نقاط مهم معامله هستند، امکان‌پذیر نیست.

تاریخ عیناً تکرار نمیشود

قیمت سهم در آینده با توجه به گذشته آن، بر اساس اصل سوم تحلیل تکنیکال، پیش‌بینی می‌شود. اصل سوم تحلیل تکنیکال می‌گوید که تاریخ همواره تکرار می‌شود. عوامل بسیار زیادی در شکل‌گیری تاریخ بازارهای مالی موثرند. با گذشت زمان و پیشرفت علم و تکنولوژی، تغییر شرایط اقتصادی و… قیمت‌ها رفتار جدیدی از خود نشان می‌دهند و تاریخ دقیقا مانند گذشته تکرار نخواهد شد.

به‌عنوان مثال شاخص کل سهام در دی ماه سال 1392 در سقف 89355/7 واحد قرار داشت، سپس شاخص روند خود را تغییر داد و تا اواخر سال 1393 به 61532/9 واحد رسید و حدود 30 درصد کاهش پیدا کرد. در ریزش اخیر بازار بورس با الگویی مشابه، در مرداد سال 1399 سقف شاخص کل سهام 2065114/3 واحد بود. طبق این اصل انتظار می‌رفت که شاخص در روند نزولی خود با ریزش 30 درصدی تا حدود 1 میلیون و 450 واحد کاهش یابد. اما شاخص کل سهام در خرداد سال 1400 به 1095697/7 واحد رسید و چیزی حدود 47 درصد ریزش داشت.

در این مثال دیدیم که تاریخ به دلایل مختلفی تکرار نشد. مثال‌های زیادی مانند مثال فوق در بازار برای نقض این اصل وجود دارد. پس به‌طور کلی تحلیل تکنیکال بر اساس اصلی نادرست استوار فعالیت بلندمدت در بازار است.

تحلیلگران تکنیکال خودشان تحلیل خود را نقض میکنند

یکی دیگر از معایب تحلیل تکنیکال این است که بیش از 80 درصد از تحلیلگران به دلیل سهولت استفاده از تحلیل تکنیکال، از این تحلیل استفاده می‌کنند. در نتیجه تعداد قابل‌توجهی از فعالین بازار سرمایه طبق الگو شکل گرفته تحلیل مشابهی برای پیش‌بینی روند قیمتی یک سهم دارند که می‌تواند باعث عدم تحقق تحلیل شود. به‌طور مثال سقف قیمت یک سهم 800 تومان پیش‌بینی شده است. تحلیلگران تکنیکال توصیه می‌کنند قبل از رسیدن به سقف قیمت، سهم فروخته شود. وقتی همه تحلیلگران حرفه‌ای قبل از رسیدن به این قیمت سهم خود را بفروشند، قیمت هیچ‌گاه به 800 تومان نمی‌رسد و پیش‌بینی‌شان محقق نمی‌شود.

موضوع مهم‌تر آن‌که فعالین بزرگ بازار سرمایه عموما از تحلیل بنیادی استفاده می‌کنند و تمایل کمتری به تحلیل تکنیکال دارند. این افراد که حجم سرمایه‌شان به مراتب بیشتر از سرمایه تمام تحلیلگران تکنیکال است، می‌توانند با اقدامی باعث نقض تحلیل تکنیکال شوند؛ فرض کنید در مثال بالا 800 تومان قیمت مناسبی از نظر تحلیلگران بنیادی باشد، پس در این قیمت شروع به خرید سهام می‌کنند و باعث افزایش قیمت سهم می‌شوند. در این صورت تحلیلگران تکنیکال متوجه نقض تحلیل خود خواهند شد. پس از نقض تحلیل مجدد پیشنهاد می‌شود سهم روندی صعودی دارد و خرید آن می‌تواند باعث سوددهی شود.

آیا باید از تحلیل تکنیکال استفاده کرد؟

باتوجه به مطالبی که گفته شد پیش‌بینی تحلیلگران تکنیکال ممکن است در بسیاری از مواقع، به دلایل مختلفی نقض شود. در صورت تحقق پیش‌بینی نیز هیچگاه در زمان مناسب به کار نمی‌آید و تحلیلگر نمی‌داند که دقیقا در کجای روند قرار دارد و آیا روند ادامه دارد یا تغییر خواهد کرد؟ این تحلیل دیرهنگام باعث از دست رفتن درصد زیادی از سود خواهد شد. با وجود ریسک‌های زیادی که در بازار سرمایه وجود دارد، افراد به‌دنبال سرمایه‌گذاری با کمترین ریسک ممکن هستند. استفاده فعالیت بلندمدت در بازار از تحلیل تکنیکال به دلیل بالا بودن ریسک آن پیشنهاد نمی‌شود و تحلیل بنیادی با ریسک کمتر، می‌تواند جایگزین مناسبی برای این تحلیل باشد. برای آشنایی با این تحلیل می‌توانید مقاله تحلیل بنیادی چیست و برای انجام آن چه پیش‌نیازهایی لازم است؟ را بخوانید.

تحلیل هوش مصنوعی

همچنین استفاده از تکنولوژی و فناوری‌های روز باعث شد تا در دنیا روش‌های جدیدی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین (machine learning method)، یادگیری شبکه عمیق عصبی (Deep learning) و… استفاده شود. روش‌های جدید تحلیل بازار سرمایه درصد ریسک را تا حد قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.

بهترین ابزارهای تحلیل تکنیکال

در میان تمام ابزارهای تحلیل تکنیکال روندها، نقاط سقف و کف، میانگین متحرک و خطوط مقاومت و حمایت در کنار تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته می‌توانند به تحلیلگران کمک کنند.

در نمودارهای تحلیل تکنیکال به بالاترین و پایین‌ترین قیمت در بازه‌های زمانی مشخص، به‌ترتیب نقاط سقف و کف می‌گویند. خط حمایت و مقاومت به خطی گفته می‌شود که از اتصال تعدادی سقف و کف به یکدیگر به وجود می‌آید. معمولاً قیمت سهام در نزدیکی خط حمایت و مقاومت نوسان دارد. عبور نمودار از خطوط حمایت و مقاومت در نقاط سقف و کف، می‌تواند نشانگر تغییر روند قیمت باشد.

به حرکت نمودار بین دو خط حمایت و مقاومت در بازه زمانی مشخص روند می‌گویند. روند می‌تواند خنثی، صعودی یا نزولی باشد. میانگین متحرک میانگین قیمت برحسب زمان ست که به‌صورت یک نمودار نمایش داده می‌شود. بررسی میانگین متحرک‌ها در بازه‌های زمانی مختلف، روشی است که به تحلیل‌ بازار سرمایه کمک می‌کند.

استفاده از این ابزارها می‌تواند به تحلیلگران بنیادی کمک کند تا در کنار تحلیل بنیادی مطمئن‌تر عمل کنند.

تفسیر اشتباه نگاه بلند مدت در بورس

تفسیر اشتباه نگاه بلند مدت در بورس

نگاه بلند مدت در بازار سرمایه به معنی، بی توجهی به سهم نیست و کسی که با این دیدگاه سبد سهام خود را می‌چیند، ممکن است دچار زیان شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فعالیت بلندمدت در بازار رادار اقتصاد به نقل از تحلیل بازار؛ «بلند مدت سرمایه‌گذاری کنید.» نیکلاس طالب تحلیل‌گر ریسک بازار مالی در مورد این جمله می‌گوید: افرادی که می‌گویند ما داریم بلند مدت سرمایه‌گذاری می‌کنیم مفهوم آن، این است که دارند پول از دست می‌دهند.

این جمله زمانی در جامعه ایران زیاد مطرح شد که بورس دچار ریزش سنگین شد و تعداد زیادی از سهامداران که عمدتا تازه وارد بودن دچار زیان شدند. به نظر می‌رسد که این نگاه به عنوان یک راهکار جایگزین برای زیان سهامداران در بازار مطرح شده است.

مدافعان نگاه بلند مدت در سرمایه گذاری نرخ تورم سالانه را دلیل این دیدگاه مطرح می‌کنند. در کشوری که سالانه به صورت میانگین ۲۵درصد تورم وجود دارد هر نوع سرمایه‌گذاری با نگاه بلند مدت می‌تواند سود ده باشد اما آیا از نظر اقتصادی آیا چنین درآمد سود محسوب می‌شود. در شرایط تورمی به طور معمول یک فرد در حال از دست دادن سرمایه فعالیت بلندمدت در بازار خود است بنابراین سود دهی زمانی برای فرد مفهوم دارد که بیش از نرخ تورم در سال درآمد کسب کند.

در حسابداری، سرمایه‌ گذاری بلند مدت به سرمایه‌ گذاری‌هایی اطلاق می‌شود که زمان نقدشوندگی بیشتری نسبت به سایر سرمایه‌ گذاری‌ها مانند پول نقد یا دارایی مالی داشته باشد که در بیشتر منابع این زمان این زمان را یک سال عنوان کردند.

هدف از سرمایه‌گذاری بلند مدت افزایش ثروت و سرمایه‌گذاری کوتاه مدت حفظ ثروت تعریف شده است اما آیا منظور از سرمایه‌گذاری بلند مدت یعنی اصرار بر سرمایه در یک محصول و بازار است؟

"درخت" واژه‌ای است که به سرمایه‌گذارانی که با نگاه بلند مدت و بدون چرخش در بازارهای مالی به دنبال افزایش ثروت خود هستند، داده شده است، اما اقتصاددانان این نگاه را قبول ندارند و اعلام کردند منظور از سرمایه‌گذاری بلند مدت اصرار بر سرمایه‌گذاری در یک بازار و یا محصول در طی یکسال نیست بلکه حرکت بین بازارها و نحوی درک سیکل بازارها در کنار داشتن یک استراتژی درست تامین مالی است.

نباید نگاه بلند مدت فرد را متعصب کند

پیمان مولوی اقتصاددان می‌گوید: یک برداشت اشتباهی از واژه "بلند مدت" در سرمایه‌گذاری وجود دارد. کسانی که در بازار سهام با نگاه بلند مدت منتظرند تا سهمی که در آن ماندن رشد کند و با این تصور فرصت‌های زیادی را از دست می‌دهد.

او گفته که سهامداران فرصت‌های جابه جای از یک سهم ضعیف‌تر به یک سهم قوی‌تر یا حتی حرکت به بازار موازی دیگر با نگاه تعصبی و بلند مدت از دست می‌دهند.

یک اصل مهم در سرمایه‌گذاری در بورس وجود دارد که سهامداران مسئول رشد شرکت‌ها نیستند بلکه آن‌ها ابزار سرمایه‌گذاری ما در این بازار هستند. معمولا سهامدارانی که با نگاه بلند مدت در بازار سرمایه فعالیت می‌کنند، سبدی از سهام‌های بنیادی درست می‌کند و با امید کاهش زیان و سوددهی آن را به مدت یک سال نگه می‌دارند.

نگاه بلند مدت به معنی منتظر ماند نیست

در همین رابطه عبدالهی مدرس بازار مالی گفت: داشتن اطلاعات کافی در مورد صنعت و گروه‌های که در سبد سرمایه‌گذاری هستند بسیار اهمیت است، به عنوان مثال باید سرمایه‌گذار وضعیت صنعت در جهان، و ایران حداقل تا یک سال اینده بررسی کند.

او گفت: استراتژی سرمایه‌گذاری از زوایای مختلف از جمله زمان که به سه بازه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تبدیل می‌شود و از نظر شخصیتی که به سرمایه‌گذار ارزش محور، رشد محور و نوسانگیر تقسیم می‌شود در نتیجه در انتخاب نوع استراتژی باید هر دو نگاه را اریابی کرد.

این کارشناس نگاه بلند مدت بدون درک بازارهای موازی را بی نتیجه می‌داند و می‌گوید: هر کسی که در ایران، تنها در یک بازار فعال بوده، فرصت‌ سرمایه‌گذاری در بازار دیگر را به خاطر سیال بودن نقدینگی را دست می‌دهد. نگاه بلند مدت یعنی اینکه بدانیم در بازارهای دیگر چه اتفاقی می‌افتد نه اینکه تنها با گفتن یک جمله سرمایه خود را صرف سود آوری در یک بازار نگه داریم.

عبدالهی اضافه کرد: در سرمایه‌گذاری بلند مدت بر روی سهام سهامدار باید ابتدا عامل بنیادی رشد سهام در یک سال پیش رو را بررسی کند، اگر در این مدت عامل بنیادی که بر رشد سهام تاثیر گذار نباشد اصرار و ایستادن در آن سهم با این نگاه که درآینده سهم رشد می‌کند برای سرمایه‌گذار خطرناک است.

او چینش سبد سهام با نگاه بلند مدت را با طراحی چند سوال این گونه توضیح داد: اگر قرار است از صنایع مختلف در سبد خود با نگاه بلند مدت بچیندی این چند سوال را از خود بپرسید چرا این سهم ارزنده است؟ شرایط جامعه چه اینده‌ای را برای این سهم رقم خواهد زد؟ آیا از این نماد بهتر در گروه وجود دارد؟ قرار است چه میزان سود از این سبد کسب کنم؟. سهامدار یک هدف بیشتر از سبد ندارد و آن هم بازده‌ای بیشتر است.

عبدالهی افزود: چه ایرادی دارد، سهامدار زمانی که سهم در حال ریزش است آن را بفروشد و اگر قرار است با نگاه بلند مدت در آن سهم بماند، در قیمت پایین تعداد بیشتری از همان سهم را خریداری کند. نگاه بلند مدت به این معنی نیست که در یک بازار در طول یکسال باشید بلکه اگر بازدهی بیشتر در بازار مالی دیگر وجود دارد به آن سمت حرکت کند.

طرح نگاه بلند مدت در بازار سرمایه، بدون تشریح آن ممکن است نه تنها سود داشته باشد بلکه سبب ایجاد زیان برای سهامداران در بلند مدت هم شود. به گفته کارشناسان بازار سرمایه اگر سهامدارای قرار است با نگاه چندین ساله به سهم ورود پیدا کند، نیازی به جابه جای، افزایش یا کاهش میزان سهم نیست بلکه در بازه زمانی که مد نظر خود برای چندین ساله آینده در نظر گرفته، باید سهم خود را برداشت کند و نیازی نیست که در این مدت زمان هم اقدامی بر روی سهم داشته باشد.

آنچه در بالا گفته شد نگاه بلند مدت ۳۶۰ روزه و ۱۲۰ روزه است که سهامدار نباید بدون توجه به وضعیت بازار و روند بازارهای موازی خود به آن بی توجه باشد و صرفا بعد از پایان یافتن ۱۲۰ روز و یا ۳۶۰ روز سهم خود را نقد کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.